هنوز از دو حماسه سترگ 22 خرداد ماه و نماز جمعه تاريخي 29 خرداد كه مهمترين پيام آنها راي دوباره مردم به جمهوري اسلامي، استقامت بر گفتمان امام روح الله (قدس سره) و تجديد بيعت با مقام عظماي ولايت بود، چند هفته بيشتر نمي گذرد. هنوز پيكر مجروح و صدمه ديده نظام مقدس جمهوري اسلامي كه در اين چند هفته مورد هجمه جدي ظالمان و منافقين داخلي و خارجي قرار گرفته بود فرصت التيام نيافته است. هنوز ديكتاتورمآبان و قانون گريزان داخلي، مفسدان و مكندگان خون مردم و مسرفان به ناحق بيت المال، با نهايت بي شرمي براي اين ملت مظلوم چنگ و دندان نشان ميدهند. هنوز 70 ميليون ايراني كورسوي اميدي كه در 22 خرداد ماه به او راي دادند را باور دارند، هنوز اين مردم درد دلهاي مقام معظم رهبري(مد ظله) با مولايمان حضرت صاحب الامر (عج) را در گوش دارند و داغ آن را در سينه با خود حمل ميكنند.
اما آقاي دكتر احمدينژاد!
شما چه كرديد؟! نقش شما در اين ميان چه بود؟! آيا غير از اين بود كه در اقدامي عجيب و عجولانه معاون اولي خود را به فردي سپرديد كه بارها و بارها گافهاي سياسي و اعتقادي وي مايه تالم خاطر بسياري از مردمان اين مرز و بوم و ملتهاي آزاديخواه گرديد كه اميدي جز به مقاومت تحت لواي نظام مقدس جمهوري اسلامي نداشتند.
متاسفانه رسانههاي معاند كه هميشه تيشه به ريشه اين مردم و اين انقلاب ميزدند گوش عالم و آدم را كر كردند كه مردم جهان بدانيد محمود احمدينژاد، اسفنديار را به عنوان معاون اول خود بر گماشت و پوزخند ميزنند بر هيمنه آن عدهاي كه با تكيه بر باورهاي خود به شما راي دادند و سكانداري خدمتگزاري جهت تحقق پيشرفت كشورشان را براي 4 سال ديگر به احمدينژاد سپردند.
شايد عدهاي بگويند اشتباه را بايد ابتدا در پس گوش فرد گفت اما وقتي كه ديگر دشمنان ما و شما از فرط خوشحالي گريبان چاك ميدهند و فغان و فرياد سر دادهاند و از عمق جان نعره ميزنند آيا اين نجواهاي در گوشي هم شنيده ميشود؟
آقاي دكتر احمدينژاد!
بدانيد اگر نقدي هم باشد جريان دانشجويي كشور هيچ وقت خود را به مصلحت سنجيهاي خيالي و كاذب اسير نميداند و در اين ايام تكليف و رسالت خود را به نحو احسن و صادقانه انجام خواهد داد و اجازه پايمال شدن ذرهاي از حقوق اين ملت خون و جان داده را نميدهد. بدانيد كه باز هم همين جريان دانشجويي مسلمان است كه ضمن حمايت از رفتارهاي انقلابي شما و سيليزدن هاي مكرر بر گوش دشمنان شما و اين انقلاب، عرصه را براي خدمتگزاري جنابعالي به اين ملت فراهم مي آورد. اما آقاي دكتر احمدينژاد! شما هم قدري فراتر از خود نظارهگر اطرافيانتان باشيد و بيشتر از اين، عامل صدمه ديدن فرزندان نسل سومي امام روح الله(قدس سره) نباشيد.
ما هنوز شما را به عنوان همسنگر خود براي ريشه كن كردن مافياي قدرت و ثروت قبول داريم و نظارهگر و همرزم شما در زمين زدن آنان هستيم.
راستي دكتر! شنيدهايم علي كردان هم در پشت درب اتاق معاونت اجرايي رياست جمهوري به انتظار نشسته است و رحيمي مآبان و ... هم دندان طمع تيز كردهاند. مگر جاسبي را از ياد بردهايد؟
ما كه باور نداريم، چرا كه در ميان خط امام و رهبري بودن شما و ديگر داعيهداران اين آرمان فاصله زمين تا آسمان را ميبينيم و در آخر اعلام مينماييم كه اگر اين اتفاق بيفتد يك صدا فرياد بر ميآوريم "هيهات من الذله " و به رسالت جريان دانشجويي مسلمان عمل خواهيم نمود.
والسلام علي من اتبع الهدي
شوراي مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاههاي سراسر كشور
***
متن نامه اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان به اسفنديار رحيممشايي به شرح ذيل است:
جناب آقای مشايي
خبر انتخاب شما از سوي رييسجمهور قانوني موجب تعجب بسياري از نيروهاي ارزشي و دانشجويان آرمانخواه گشت كه همگي بالاتفاق در انتخابات پيشين، بار تخريب و توهين آقاي احمدينژاد توسط مخالفان را به دوش گرفته و از كانديداتوري ايشان حمايت كرده بودند. چه آنكه تصور رايج در مجموعه نيروهاي ارزشي بر اين بود كه دولت دهم با بهرهجويي از تجربه 4 ساله راه را بر هزينههاي زائد بسياري كه نتيجه بيتجربگيها و اشتباهات شخصي بود را خواهد بست.
در اين شرايط دانشجويان آرمانخواه اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان بر مبناي همان استدلالي كه در هر دو انتخابات سال 84 و 88 بهترين انتخاب را آقاي احمدينژاد ميدانست و صراحتا از ايشان حمايت كرد، مصلحت امروز جريان اصولگرايي و خط تحقق آرمانهاي امام راحل را در استعفاي هر چه زودتر شما از سمت معاونت اولي رياست جمهوري ميداند.
بدان اميد كه با توجه به سابقه شما در ماجراي "دوستي با مردم اسرائيل" و موضعگيري صريح رهبري در قبال آن دو متاسفانه نامه نه چندان مودبانه شما به رهبر انقلاب و البته موارد بسيار ديگر، انتخاب شما سبب ايجاد اختلاف ميان دولت دهم و بدنه مردمي كه راه خود را در كلام رهبري عزيز ميجويد، نگردد. بيترديد هزينههاي سنگين اين انتخاب متوجه شما نيز خواهد بود.
اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور
***
متن بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجویی به شرح ذیل است:
یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط ولو علی انفسکم اوالوالدین والاقربین (نساء135)
انتخابات دهم ریاست جمهوری، با مشارکت 85 درصدی مردم و رای قاطع 24 میلیونی به رییس جمهور منتخب یک مسئله ی بی سابقه در تاریخ انقلاب و کشورهای دنیا بود، که حتی فتنه انگیزی های امریکا و انگلیس و وقایع تلخ بعد از آن نتوانست از عظمت این حادثه ی تلخ چیزی بکاهد. و اکنون مطالبه ی عظیم مردمی و انتظارات انان به تبع هزینه های داده شده برای تشکیل دولت اسلامی، با این پشتوانه ی عظیم، دیگر هیچ بهانه ای برای کم کاری ها، استفاده از عناصر مسئله دار و ضعیف، ضعف در برنامه ریزی و استفاده از روی کردهای ناکارامد باقی نمی گذراد. مردمی که در طول تبلیغات از جان و دل برای عدالت و گفتمان انقلاب در صحنه حاضر شدند، و برای حراست از رای 24 میلیونی مستضعفین به عدالت و رای 40 میلیونی مردم به نظام اسلامی، مردم سالاری دینی و ولایت فقیه، هزینه های گزافی را متحمل شدند، ضعف و فاصله با این گفتمان را برنخواهند تافت و دغدغه ها و نگرانی های متعدد در زمینه ی تشکیل کابینه دارند:
1- وزرا، معاونین و مشاورین رییس جمهور از میان عناصری باشند که به گفتمان انقلاب اسلامی و عدالت پای بندی عملی داشته باشند، و کسانی که با این گفتمان به صورت عملی و نظری همراه نیستند و یا گفتار و رفتار انان پای همراهی با این حجم عظیم ماطلبات به حق مردمی را ندارند، کنار گذاشته شوندونباید به واسطه ی اعتماد فردی و روابط فامیلی و دوستی ها و هر گونه مصلحت اندیشی نابه جای دیگر، حقیقت را قربانی نمود.
2- کابینه و معاونین رییس جمهور از بین کسانی انتخاب شوند که علاوه بر تعهد به گفتمان انقلاب، تخصص، آشنایی و سابقه ی کافی در حوزه های تخصصی مربوطه را داشته باشند، و به خاطر آشنایی و اعتماد شخصی یا عده ای محدود، جمع کثیر نیروهای متعهد و متخصص، به صرف عدم ارتباط و آشنایی، مثل همیشه مظلوم در کنج کتابخانه ها و پیچ و خم دیوان سالاری به فراموشی سپرده نشوند و حماسه سازان گمنام و اصلی سه تیر و 22 خرداد که برای پیروزی گفتمان امام و رهبری هزینه ها دادند، در کنج عزلت رها نشوند.
3- در انتخاب ها شایسته سالاری و مشورت با متخصصین متعهد انقلابی در هر حوزه جایگزین روابط و سهم خواهی های گروهی و جناحی شود ، تشکیل گروه های تخصصی -مشورتی برای انتخاب افراد به شرط عدم محدود شدن به حلقه ی آشنایان و دوستان و فرصت طلبان، هم برای دراز مدت دولت لازم و سودمنداست و هم زمینه ی انتخاب شایستگان را فراهم خواهد کرد وبر اعتماد نیروهای انقلاب به دولت اضافه خواهد افزود.
4- اسلامیت دولت و کابینه، منوط به حفظ سیرت انقلاب و رعایت اخلاق، کرامت انسانی ، عدالت، ایستادگی در برابر دشمن و مفسدین و مدیریت علمی و شایسته سالاری است نه برچسب ها و نام ها، مردم و مستضعفینی که شما را بر کرسی ریاست جمهوری نشاندند هیچ عهد و پیمانی و عقد اخوتی با هیچ کس جز تا لحظه ی حفظ این روح انقلابی نبسته اند.
مردم و دانشجویان عدالتخواه از رییس جمهور انتظار دارند، عناصری که از نظر عملی و نظری با گفتمان عدالت همراه نیستند، از پایان اسلام گرایی، دوستی با مردم اسراییل، الگو بودن ترکیه برای نظام اسلامی، سخن می گویند و در مدیریت های فرهنگی و اجتماعی خویش نیزکارامدی جدی از خود به نمایش نگذاشته اند و به جای رویکردهای انقلابی، فضا را برای حرکت های انجمن حجتیه ای فراهم کرده اند و موجب پراکندگی نخبگان انقلابی و حتی علمای دلسوز از گرد دولت گردیده اند، و نیز عناصری که بر خلاف سه بار تاکید صریح امام در صحیفه مبنی بر ممنوعیت از قشر مرفه بودن مسئولین جمهوری اسلامی –فارغ از کسب ثروت از طریق حلال یا حرام - خود به اشرافیت خویش اذعان دارند و عدم تدبیر آنان نیز در بحران های اخیر مشخص گردیده است، و نیز افرادی است که به هر صورت هم تراز این گفتمان به حساب نمی آیند یا به خاطر ناتوانی و یا عدم سابقه و تخصص کارآیی لازم را ندارند، و یا درک و یا توانایی وتدبیرکافی برای اداره محیط های فرهنگی و آموزشی و دانشگاه ها در آنها نیست، و یا اشخاصی که بدون رعایت قواعد شایسته سالاری و عدم داشتن صلاحیت کافی تنها به واسطه نزدیکی پله های ترقی مدیریتی را با سرعت تمام و بی ضابطه پیموده اند از حلقه ی اطرافیان رییس جمهور کنار گذارده شوند.
اعتراض ما به حضور مشایی ها در پست های عالی تر و وجود بعضی عناصر ناکارآمد در کابینه که معتقدیم در بین نخبگان انقلابی و حتی حامیان رییس جمهور بهتر از آنان برای اداره ی کشور وجود دارد واقع بینانه و ناظر به وجود خیل کثیر نیروهای متعهد و متخصص و غیرجناحی و حامی رییس جمهور است که آماده ی خدمت خالصانه و بی چشم داشت به مردم و همراهی با شعارهای رییس محترم جمهور هستند.
حمایت و حضور بی سابقه ی مردمی وظیفه ای دو چندان بر دوش افرادی که در طول 2 دهه بعد از رحلت امام تحت هدایت مقام عظمای ولایت به بسط این گفتمان پرداختند، گذارده است. فرزندان روح الله با وجود درک نقدهای غیر منصفانه سیاسیون و رسانه های غیر منصف و مغرض، فتنه انگیزی های قانون گریزان و مخالفین اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی و عدم همراهی بعضی دوستان، عدم رعایت این اصول را در انتخاب همکاران در دولت دهم به هیچ وجه قابل توجیه نمی داند.
جنبش عدالتخواه دانشجویی - به عنوان ثمره ی مبارزات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی دو نسل از نخبگان حوزه و دانشگاه که در طول دو دهه بعد از رحلت امام تحت لوای رهبر معظم انقلاب برای بازگشت به گفتمان انقلاب اسلامی و عدالت خواهی- و به عنوان تریبون مستضعفینی که برای حفظ این اصول و پیشرفت این گفتمان از رییس جمهور منتخب حمایت کردند، مشروط به حذف عناصر مسئله دار و اصلاح رویکردهای ناکارآمد به این جمع پیوست، سکوت مقابل وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر حاکمان و خیر خواهی برای آنان (النصیحه لائمة المسلمین) را خیانت دانسته و مهم ترین دوستی و برادری نسبت به دولت را تذکر دادن عیوبش به او می داند(احب اخوانی من اهدی الی عیوبی) و اعلام می کند که حمایت مستضعفین منوط به خدمت به مردم، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و نیز عدالتخواهی و بسط گفتمان انقلاب و احیای جایگاه ایران اسلامی به عنوان کانون الهام بخشی جهان اسلام و نقطه ی امید مستضعفان است و مردم با کسی عقد اخوت نبسته اند و هیچ فردی برای آن ها مساوی آرمان ها نیست و ارزش افراد به میزان تبعیت آن ها از این آرمان هاست.
لذا از رییس جمهور دهم انتظار می رود با توجه به حریت و عدالتخواهی و جسارت در مقابله با عناصر ضعیف و مفسد و فرصت طلب و جناحی که مردم از رییس دولت سراغ دارند، این روحیه را در برخورد با اطرافیان خود نیز تسری دهد و به واقع مانند «مردی از جنس مردم» با اطرافیان خود، بدون هیچ مسامحه و مصلحت اندیشی، عمل کند. قطعا مردم و دانشجویان عدالتخواه و نخبگان انقلابی در صورت تداوم این روند، نظیر ایام انتخابات در کنار شما خواهند ایستاد و حتی حاضرند بحران ها را به قیمت تحقق عدالت و دولت اسلامی تحمل نمایند، و صد البته برای حفظ سیرت انقلاب با هیچ کسی مسامحه نخواهند کرد.
به امید ظهور عدالت گستر گیتی
جنبش عدالتخواه دانشجویی
***
جمعي از حاميان رئيسجمهور در جنبش فراگير عدالتخواهي نیز با انتشار نامهاي سرگشاده خطاب به آقاي احمدينژاد، خواستار تجديدنظر رئيسجمهور در انتخاب اسفنديار رحيممشايي به عنوان معاون اول وي شدند.
به گزارش الف از خبرگزاری فارس؛ در اين نامه آمده است: اين نامه از جانب جرياني تهيه شده كه به عنوان فعالين شناخته شده جنبش عدالتخواهي در جريان دهمين انتخابات رياست جمهوري، در مقام سخنرانان دعوت شده به مجامع انتخاباتي از جنابعالي حمايت كردند. لذا، آنچه كه در پي ميآيد نه صرفا عقايد شخصي بلكه بيان احساس و نقطه نظرات شهرونداني است كه در اين جلسات ضمن اعلام حمايت از شما، انتقادات خود را نيز ابراز ميداشتند. همچنين تأكيد بر اين نكته نيز ضروري است كه فعالين جنبش عدالتخواهي صرفا از سر دلسوزي و نگراني براي سرنوشت انقلاب اسلامي خود را موظف به ارائه اين تذكر ديدهاند.
خبر انتصاب نزديكترين همكاران شما در دهمين دوره رياست جمهوري امروز توسط رسانههاي جمعي اعلام شد. انتصاب آقاي اسفنديار رحيممشايي به عنوان معاون اول رياست جمهوري، در نهايت تعجب، عزم جزم جنابعالي در بيتوجهي به خواست نيروهاي عدالتخواه و بخش عمدهاي از حاميان شما را در جريان انتخابات اخير نشان داد. با اين انتصاب غير قابل توجيه، جنابعالي در واقع نظرات پايگاه اصلي حاميان خود در انتخابات اخير را ناديده گرفتهايد. به راستي چرا؟
حاميان رئيسجمهور در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با اشاره به راي 25 ميليوني مردم در اين انتخابات به احمدينژاد آوردهاند: امروز در حالي از انتخاب بعضا غلط جنابعالي در گزينش معاونين و مشاورانتان مطلع شدند كه همزمان و در جائي ديگر خطيب اين هفته نماز جمعه تهران با اعلام شرايط بحراني در كشور و با به چالش كشيدن سلامت انتخابات اخير رياست جمهوري، تحت لواي دعوت به وحدت و قانونگرائي، گاه به طور تلويحي و گاه به طرزي آشكارتر، وحدت شكنان و قانون گريزان را به ادامه مشي تقابل با انقلاب اسلامي تشويق و ترغيب ميكرد. جواب ايشان به جاي خود. در اينجا مخاطب ما شما هستيد.
آقاي احمدي نژاد، به راستي چه ميكنيد؟ از يك طرف مردم را به ارائه پيشنهادات در خصوص تركيب كابينه جديد دولت دعوت ميكنيد و از طرف ديگر، در شرايط تعطيلي موقت مجلس شوراي اسلامي، شخصي را به عنوان معاون اول خود منصوب ميكنيد كه از مقبوليت حداقلي در ميان اكثر نيروهاي مؤمن به انقلاب اسلامي برخوردار نيست و شما خود از اين واقعيت بي اطلاع نيستيد و به خوبي ميدانيد كه علت اين عدم مقبوليت چيست. سوألات ما به عنوان جمعي از فعالين جنبش فراگير عدالتخواهي از جنابعالي صريح است و پاسخ صريح هم از شما ميخواهيم. با كدام پشتوانه اين تصميم را گرفتهايد؟ اين حق ملت است كه از شما توضيح بخواهد و بداند كه چرا مهمترين مسئوليت كابينه جديد دولت، بعد از مقام رياست جمهور، به شخصي واگذار شده كه اظهارتاش در مورد رژيم صهيونيستي، اين دشمن قسم خورده امت اسلامي و جامعه بشري، در تضاد آشكار با مواضع امام خميني(ره) و رهبر عظيمالشان انقلاب بوده است. آيا اين رسم امانتداري و وفاداري به آراء 25 ميليوني است!؟
برادر عزيز، آقاي احمدي نژاد، شما چه فكر كردهايد؟ اينكه حاميان شما فعلا به وظيفه خطير حفظ انقلاب در مقابل تهديدات عدهاي خودخواه و قدرت طلب مشغول هستند و در مقابل تصميمات شما، هر چه كه باشد، سكوت خواهند كرد؟ نكند كه خداي ناكرده امر به شما مشتبه شده و به اين باور رسيدهايد كه با اتكاء به آراي ملت، مختار هستيد هر كاري كه خواستيد انجام دهيد و ملت هم در اين شرايط چارهاي به جز سكوت در مقابل تصميمات خودسرانه شما ندارد!؟
تصميات جنابعالي در مورد انتصاب معاون اول و ساير معاونين و مشاورينتان در شرايطي اعلام شد كه نيروهاي عدالتخواه مشغول تهيه پيشنهادات جامع در خصوص برنامه مورد نياز براي پيشبرد انقلاب اسلامي در مقطع فعلي بودند. اگر قصد بر اين بوده كه اين نيروها غافلگير شوند، كه انشاالله اينگونه نبوده، بايد گفت كه موفق شدهايد. آري، به راستي كه ما را غافلگير كرديد! مرحبا به اين همه هوشمندي و حسن تدبير!
سخن با جنابعالي بسيار است، لكن اين مهم را اجالتا به فرصتي ديگر موكول ميكنيم. در اين مجال صرفا به ذكر و تأكيد بر اين نكته اكتفا ميشود كه نيروهاي عدالتخواه در اين شرايط حساس انقلاب اسلامي خودسري و بيتوجهي به خواستهايشان را بر نميتابند، حتي اگر خودسري از جانب عاليترين مقام اجرائي كشور صورت گيرد و توسط منتخب همين نيروها انجام شود.
مواضع ما روشن است و نياز به توضيحات اضافي ندارد. آقاي اسفنديار رحيممشايي به خاطر عملكردشان در دوره گذشته، شايسته مقام معاون اول رياست جمهوري نيستند و تصميم شما در اين خصوص اشتباه بوده است، آنهم اشتباهي فاحش و غيرقابل قبول.
انتظار اين است كه جنابعالي نيز به عنوان رئيسجمهور منتخب نيروهاي عدالتخواه اين اشتباه را بپذيريد. در كمال شجاعت و با تبعيت از مولاي مومنان، امام علي(ع) كه با كلامي شيوا و ناشي از روحيه انصاف و عدالتخواهي، حاكمين مسلمان را به پذيرش و اعلام علني اشتباهات خود اكيدا توصيه ميفرمود، به اشتباه خود اعتراف كنيد و مطمئن باشيد كه از اين راه جايگاه شما به عنوان رئيسجمهوري كه در نهايت صداقت خود را به پيروي از خواست و اراده ملت متعهد ميبيند، تقويت خواهد شد. و اگر آمادگي براي اين امر ضروري را نداريد، حداقل انتظار اين است كه مواضعتان را در اين زمينه به طور شفاف به آگاهي ملت برسانيد. به هر حال منتظر اقدام عاجل شما در اين رابطه هستيم. اميدواريم و در اين حال هشدار ميدهيم كه اين تقاضا را ناديده نگيريد. براي هر چيز دنيوي حد و اندازهاي متصور است و از جمله براي تحمل تصميمات اشتباه رئيسجمهور منتخب ملت.
ادامه مطلب
به گزارش فارس، متن كامل رنجنامه سردار سرلشكر فيروزآبادي رئيس ستادكل نيروهاي مسلح و عضو شوراي عالي امنيت ملي بدين شرح است:
بسمالله الرحمن الرحيم
اللهم نرغب اليك في دوله كريمه / تعز به الاسلام و اهله / و تذل به النقاق و اهله
"حمد باد خداوندي را كه آفريدگار بندگان است و گستراننده زمين است و روان كننده آبهاست به پستيها و روياننده گياهان است بر بلنديها اوليتش را آغازي نيست و ازليتش را پاياني نيست. اول است بيهيچ زوالي، باقي است بيهيچ مدتي. پيشانيها در برابر او بر خاكند و لبها به ذكر وحدانيت او در جنبش. "
با اين مقدمه اجازه ميخواهم عرض كنم: يا صاحب الزمان سلام عليكم
سلام خدا و ملائك بر تو و بر پدران طيب و طاهرت. سلام بر جد بزرگوار پيامبر اعظم و بر جد مظلومت شير خدا امير مومنان. سلام بر جد مظلومه پهلو شكسته اول شهيده راه ولايت حضرت زهرا سلام بر عموي دل شكسته مغموم و مظلوم و مسموميت امام مجتبي، سلام بر پدر غريب و مظلوم و لب تشنهات سيد الشهداء و بر خون پاك او و خاندان شهيد و اصحاب بي نظيرش. سلام بر پدران معصوم و مظلوم و شهيدت از امام سجاد تا امام حسن عسكري، سلام بر نايب بزرگوارت خميني بت شكن، سلام بر شهيدان اسلام از عصر رسول الله (ص) تا عصر روح الله و تا امروز، عصر سيد مظلوم و استوار نائبت سيد علي خامنهاي عزيز و سلام بر امت مسلمان و امت خاص و آزادهات ايرانيان سرافراز، مراجع عظام تقليد، روحانيت معزز و خانواده بزرگوار شهيدان و ايثارگران.
مهدي جان، آقا! ميدانيم آنچه تو ميداني . تو شاهد و ناظر مايي و در ميان مايي. اما دلمان ميخواهد با شما درد دل كنم، با روح بلند خميني كبير، با ارواح مطهر شهيدان، با نائبت خامنه اي عزيز. ميدانم آنچه ميگويم در برابر آنچه بر شما اهل بيت عصمت و طهارت گذشت و آنچه بر خميني كبير گذشت و آنچه بر خامنه اي بزرگوار ميگذرد چيزي نيست. آيا در طول تاريخ ميتوان كسي يا كساني را يافت كه بيش از خاندان پاك شما سابقه شهادت، آزادگي، جانبازي و ايثار داشته باشد؟ و بيش از شما ظلم ديده باشند؟ هرگز، هرگز! هنوز صداي علي (ع) در گوشمان است كه ميفرمود: "به خدا سوگند كه از انتساب هيچ منكري به من خودداري ننمودند و در رفتار ميان من و خود رعايت انصاف نكردند ايشان حقي را طلب ميكنند كه خود آن را واگذاشتند و خوني را ميخواهند كه خود آن را ريخته اند " و امام خميني (ره) در برابر موج ترورهاي يارانش فرمود: "ما را بكشيد، ملت ما بيدارتر ميشود " و خامنهاي عزيز در برابر آنان ايستاد و فرمود: "ما در برابر شما كاري حسيني خواهيم كرد " و جان خود را براي فدا كردن در راه شما و دين جدتان ناقابل خواند.
با اين وجود يا صاحب الزمان باز ميخواهم با شما سخن بگويم و حرف هايم را با شما در ميان گذارم. آري در عهد الست با خداي مهربان پيمان بسته بودم كه با روح الله باشم. با عشق به خاندان پاك شما پرورش يافتم، در همان دوران سياه دين ستيزي ستم شاهي، روحانيون عزيز و پاك دامن به ما ياد دادند كه امام زمان داريم. او خواهد آمد، ظلم و ظالمان را درهم ميكوبد، داد مظلومان را ميگيرد، عدل و داد بر پا ميكند و جهان را آباد ميكند، پس آگاهانه منتظرش باش.
به من آموختند كه در غياب او نائبش را درياب. از همان طفوليت براي مظلوميت جدت امام حسين (ع) سينه زدم، زنجير زدم و بر غربت و مظلوميتش اشك ريختم. آموختم كه تاريخ تكرار شدني است و عبرت هاي عاشورا راه نجات. روزگار نوجواني و آغاز جوانيام در سپيده روزگار سپري شد، تا آن كه حسين زمان خروشيد، ولايت فقيه در چهره نوراني امام خميني (ره) طلوع كرد و انقلاب شد. من و همه كسانم به ميدان آمديم. اگر چه عاشورايي ديگر به پا شد، اما ملت ايران نگذارد حسين تنها بماند. هزينه داديم. برادران و خواهرانم را به زندان افكندند.
پدران و مادران و برادران و خواهرانم را در ميدان ژاله كشتند. به فيضيه و دانشگاه حمله كردند و برادران دانش آموزم را در 13 آبانها به رگبار بستند. اما ايستاديم. تا سرانجام خونهاي ما ايرانيان بر شمشيرهاي يزيديان زمان پيروز شد.
خميني روح خدا بازگشت و بر قلبهاي من و همه كسانم در سرتاسر سرزمين شهيدان فرود آمد؛ ياريش كرديم و به عهد خويش وفادار مانديم تا فجر انقلاب دميد و حكومت حق طلوع كرد. خميني خبرگان ملت را خواند و قانون اساسي را برآوردند و ميثاق ميان ملت ما كردند جمهوري اسلامي ايران قد برافراشت.
امام بسرعت ابتكارات خدمت و محرومان و ايثارگران را به صدور احكام مبارك تشكيل بنياد شهيد، كميته امداد و جهاد سازندگي به ميدان آوردند و مردم مشغول خدمت و سازندگي شدند و با روشن بيني براي پاسداري از انقلاب، سپاه را تشكيل و جوانان را به بسيج فراخواندند.
مهدي جان هنوز شهد شيرين پيروزي انقلاب و خدمت به محرومان در كاممان ننشسته بود كه تمام شرك و كفر نفاق از استكبار غرب و شرق گرفته تا مزدوران منطقهاي و عوامل خود فروخته داخلي آنها در برابر اين نظام نو پاي حق جبهه گرفته و جنگ احزاب تازهاي به پا كردند. براي استكبار و در راس آن آمريكا اين دشمن سر سخت بشريت و آزادگي، نه تنها از دست دادن منابع و ثروت ايران، بلكه ايجاد كانون اميد و آزادي براي مسلمانان و تمام مستضعفان جهان، خاري بود كه در چشم مستكبران فرو رفته بود.
هنوز جشن و شادي انقلاب در ميان بود كه آمريكا و غرب و احزاب شرك و كفر و نفاق به فرمان اربابان خود هر گوشه ايران را، كردستان را، گنبد را، خوزستان را، آمل را، تهران را و ... را به صحنههاي سخت جنگ رواني و تجزيه طلبي و در واقع با هدف، نابودي انقلاب اسلامي و نظام تبديل كردند. اما ملت ايران از پير و جوانان و زن و مرد بسيج شدند. چون امام فرموده بود من و ما به صحنه آمديم. من و ما به دفاع از امام و انقلاب برخاستيم و شعارمان اين بود تا خون در رگ ماست، خميني رهبر ماست و خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست.
از آن پس حزب اللهي و بسيجي خوانده شديم و از اين افتخار احساس غرور مي كرديم. منافقان و مرتدان ديدند تا من و ما به عشق تو "يا صاحب الزمان " و به عشق نائبت خميني در صحنه ايستاده ايم راه به جايي نخواهند برد، بر ما يورش آوردند و تا توانستند توهين و تحقير و ناسزا نثارمان كردند. حزب اللهي و بسيجي را مورد حملات نيرنگ و چماق و تفنگ قرار دادند.
گروهكها و خائنان مزدور و بقاياي رژيم طاغوت كه به بركت رحمت انقلاب آزاد شده بودند، به جاي سپاس از انقلاب اسلامي در تلاش تجزيه ايران، خطه كردستان را به خاك و خون كشيدند.
چقدر از برادران بسيجي و جهاديم و آحاد مردم حزب اللهي و فدائيان انقلاب كه از گلولههاي سفاكان رژيم طاغوت جان بدر برده بودند، چون آقا يشان حسين (ع) سربريده شدند.
دشمن چون ايستادگي ما را ديد در همان حال جبهه اي ديگر گشود. جلاد خونخوار و قدرت طلب بعثي بغداد را واداشت تا جنگي همه جانبه با ام القراي عالم اسلام تحميل كند. نقشه دقيق بود، از خارج و داخل كشور، انقلاب و امام را هدف قرار داده بودند. اگر لطف الهي و عنايات تو يا صاحب الزمان به اين ملت ايران نبود، نظام اسلامي را ميربودند. اين بار هم ملت ما بسيج شد. من و ما به جبهه رفتيم حتي پدر و مادر و خواهران، جبهه و پشت جبهه را پر كرديم. اگر نبود خيانت بني صدر مزدور كه سلاح را از ما دريغ داشته بود، خرمشهر، بستان، هويزه، مهران و قصر شيرين به چنگ دشمن نميافتاد و جهان آرا و يارانش در خرمشهر و حسين علم الهدي و دانشجويان همرزمش در هويزه، مظلومانه شهيد نميشدند.
مهدي جان، آقاي من. سال 60 چه سالي بود همچون سال 61 هجري، ايران كربلا شد. آتش و خون، انفجار و ترور، سال عزاهاي عمومي پي در پي. يك پاي بسيجي در جبهه و جنگ با دشمن خارجي بود و پاي ديگرش در شهرها براي مبارزه با گروهكهاي ضد انقلاب و عواملي داخلي شورشي استكبار. در ميان ملت منتظر ظهور اگر چه بسيجي يك واژه بيش نبود. اما دريايي معنا يافت. بسيجي يعني عاشق و عارف و شاهد. يعني حسيني، علوي، زهرائي، يعني آحاد ملت ولايي ايران، ولايتي كه سرچشمه اش علي است و صاحب امروزش شما مهدي جان و اميرش ولايت فقيه، خميني كبير و خامنهاي عزيز.
آري بسيجي يعني حافظ اسلام و ميهن، از ميان ملت و پشتيبان مردم، دشمن ستيز و يار مظلومان، بصير و آگاه هوشيار و بيدار، و با اخلاص، پيشتاز در علم و فناوري و پيشرفت، محب وطن و محبوب امام. آري بسيجي جان بر كف است و بي ادعا... كه در رودخانه امامت وضو گرفته است و از سرچشمههاي جوشان روحانيت نوشيده است و در راه كربلاي حسين قامت بسته است.
30 خرداد سال 60 منافقان كوردل به فرمان اربابان خود از جنگ رواني به جنگ تروريستي روي آوردند و با اين خروج، به خوارج مبدل گشتند. آنگاه اين كوردلان، بزرگان حزب الله و ياورانشان يعني بسيجيها و مردم حق مدار كوچه و بازار را هدف گرفتند. خامنهاي را در خانه خدا ترور كردند، فاجعه هفت تير و هشت شهريور را پديد آوردند، اگر چه بهشتي و بهشتيان را كشتند و حزب اللهي و بسيجي را ربودند و سوزاندند و شهيد كردند، اما نتوانستند ايمان و اراده ملت ما را بشكنند. با خون پاك آنان نقاب از چهره كريه منافق و خوارج برداشته شد و نااهلان رخنه كرده در صفوف انقلاب و مديريت كشور رسوا و فراري شدند و به آغوش اربابان جنايتكار خود در اروپا و آمريكا پناه بردند و سپس به كمك صدام ملعون شتافتند و يا در لاك خود مترصد فرصت ماندند. در آن اوضاع و احوال بسيجي اميدش به خدا بود و عشقش به امام.. از آن پس يك جبهه مانده بود و آن هم جنگ تحميلي و دفاع مقدس بود.
آري مردم شريف و شهيد پرور ايران عزيز با امدادهاي غيبي الهي و هدايت محسوب و ملموس بقيه الله الاعظم (عج) پيروزيهاي بزرگ فتح المبين، بيت المقدس، خيبرها، و الفجر هشت ها را نيروي مسلح با پشتوانه خود شما و بسيج رقم زدند و در رمضان و بدر و كربلاي چهار و پنج، اين اجساد تكه تكه شده برادرانم بود كه دشمن را ناكام گذاشت. خون بسيجي با خون طلبه و ارتشي و سپاهي و جهادي و عشاير بهم آميخت و همه با هم فدا شدند تا يك وجب از خاك پاك ايران جدا نشود.
خاكي كه به بركت انقلاب به نظام اسلامي مقدس شده بود و ام القراي عالم اسلام شد همچون مدينه النبي (ص).
آري بسيجي پيرو عشق بود و دل او براي عزت اسلام و ميهن اسلامي ميطپد و در راه آن و آزادي ميهن سرافرازش ايران، از جان خويش مايه گذاشت و در اين راه اسارت در چنگال صدام جلاد و غربت سخت سال هاي اسارت را به جان خريد. او مصمم به حضور در صحنه بود تا رفع كل فتنه در عالم... بسيجي تمام وجودش امام بود و انقلاب و هر آنچه را در مقابل اين دو ميديد، بر نميتابيد، دفاع او و همرزمانش در جنگ تحميلي هشت ساله خصم را به فرار و هزيمت واداشت آنگاه كه در روزهاي پاياني جنگ بسيجيان احساس كردند امامشان غصه به دل دارد، مرگ خود را از خدا خواستند. بسيجي با غصههاي امام غصه دار بود با لبخندهايش شاد.
آن گاه جان بسيجي به لب آمد كه امام به لقاء حق تعالي پيوست در غم فراغ امام، ايران سوخت. تا آن كه مرهمي بر دل سوخته خود يافته و سيد علي جانشين امام شد. بسيجي، خميني را در خامنهاي يافت و ملت ايران شعار داد خامنه اي خميني ديگر است، ولايتش ولايت حيدر است.
امام رفته بود، جنگ پايان يافته بود. دوراني ديگر آغاز شد. به جز آقا و بسيج كسي ديگر به تفكر بسيجي نمي انديشيد. گويي بسيجي فقط براي جنگ بود، گاهي بسيجي چيزهايي مي ديد كه نميپسنديد. رهبري در اين وضعيت مردم و مسئولان را هشدار داد. مسئول فرهنگي دولت به جاي اقدام، استعفا داد. بسيجي نا آرام بود، رنج ميبرد بسيجي خون به دل، ولي اميدوار و منتظر باقي ماند...
و يا باز هم دورهاي ديگر از دل تهاجم فرهنگي زائيده شد. و اين دوره را رهبر عزيز ما شبيخون فرهنگي ناميد، در اين دوره برخي از گردانندگان امور، پشت كرده به گذشته تابناك انقلاب و شرمنده از ايثار و شهادت امت! خواهان پيوستن به دهكده جهاني و كدخدايي عمو سام بودند، خواهان گفتگو با غارتگران و متجاوزان به حقوق آزادگان و مشغول انتقاد و حمله به ارزشهاي انقلاب و آزادي و امام و ولايت فقيه و روحانيت بودند. با وجود همه ناملايمات و بي مهري ها بسيجي گوش به فرمان رهبر عزيز انقلاب ضمن دفاع از ارزشها و با خون دل در حوزه توليد علم و نهضت نرم افزاري همراه با خلاقيت به آرمانهاي انقلاب و رسيدن به اقتدار و مرجعيت علمي ميانديشيد.
مع الاسف در اين فضا از سوي عدهاي، بسيج نه تنها ناهمگون و ناسازگار كه مخرب تلقي شد، تفكر بسيجي خطرناك خوانده شد، همانها كه دم از تحمل مخالف مي زدند و شعار زنده باد مخالف من مي دادند خواهان مرگ تفكر بسيجي شدند. از اصلاحات اساسي خود حذف بسيج و تفكر بسيجي را دنبال مي كردند و شاهد اينكه جهاد سازندگي از ابتكار بزرگ امام براي خدمت به محرومان و روستائيان و عشاير بود به جرم تفكر بسيجي بسته شد و جهادگران پراكنده شدند.
بسيجي را كه به هر قيمت در برابر جنگ با ارزشها و شبيخون فرهنگي ايستاده بود گروه فشار خواندند و نابودياش را شعار دادند، آنان ريشه نظام را هدف گرفته بودند و بسيج و آحاد مردم متدين و انقلابي را مانع بزرگ راه خويش ميديدند چند بار فاجعه به پا كردند حرمتها دريدند، به مقدسات توهين كردند، آتش افروختند و دشمن را اميدوار ساختند و در جنايتي كه خود پديد آورده بودند، بسيجي را مقصر ناميدند و مظلوم نمايي كردند و طلبكار شدند.
در آن غربت سخت بسيج، بسيجيان ماندند و آقا، رهبري بود كه از چند سال پيش خطر را حس كرده بود و از تهاجم فرهنگي گفته بود و خود براي مقابله با آن به صحنه آمده بود. ولي فقيه به نشانه حضور در اين ميدان جنگ با ارزشها چفيه بسيجي را بر دوش انداخت، آقا، اگر چه از سوي بعضي خواص و مدعيان! ياري نشد اما مردم بسيجي را داشت كه چون او دغدغهها داشتند. خون دل ها خورده شد، رنجها برديم تا چنان شد كه دشمن و پياده نظامش ناكام گشتند و ارزشهاي انقلاب باقي مانده "فاما الزيد فيذهب جفاء ".
دوران اميدهاي واهي دشمن براي تحريف انقلاب و خط امام گذشت. خورشيد انقلاب از پس ابرهاي تيره مجددا پديدار گشت. بسيج از غربت خويش بيرون آمد. اميدها بازگشت، رهبر ما سيد علي ديگر تنها نبود، او شاد و مسرور از احياي گفتمان اول انقلاب بود. بسيج كه جان گرفت، ايران بسيجي شد، كه اين خار تازهاي شد كه به چشم ديگر استكبار فرو ميرفت. استكبار كه اميد خود به نابودي نظام را بر باد رفته ميديد جبهه اي از زيان ديدههاي از حاكميت بسيجي، اعم از ضد انقلابهاي قديمي و عناصر استحاله شده، پديد آورد كه وجه اشتراك همه آنان دشمني با بسيج و تفكر بسيج و بيداري ملت بود.
اين جبهه با هدايت استكبار، جنگ خود را در پوشش انتخابات دهم رياست جمهوري آغاز كرد و چون با حضور جانانه چهل ميليوني مردم نتوانست طرفي ببرد، بيشتر عصباني شد و در پي فتنهاي تلخ تر بر آمد، فتنهاي با ظاهري مخملي و باطني خشك و زبر و خشن كه فرهنگ و مردم سرزمينم را هدف قرار داده بود، تصادفي نبود كه در 30 خرداد 88، 30 خرداد سال 60 را بازسازي كردند. با تخريب، كشتار و آشوب به پايگاههاي بسيج و مسجد خدا يورش آوردند.
در 30 خرداد آشوبگران و منافقان با چهرهاي جديد كه چندان هم بي ارتباط با منافقان سابق نيستند، بر ملت يورش آوردند. زخم تركشهاي جنگ تحميلي و جاي گلولههاي منافقان و از خدا بي خبران ديروز را اين بار در كوچه و بازار و تن بسيجيان و نيروهاي انتظامي - اين حافظان امنيت مردم با قمه و ضربات سنگ و شعلههاي آتش، گشودند به پاي مصنوعي و سينه خسته جانبازان و حتي بانوان و كودكان رهگذر هم رحم نكردند و منافقانه سلاح اهدايي امريكا و اسرائيل و انگليس را به سوي مردم شليك كردند، تا به خيال خام خود با كمك رسانههاي بيگانه ناجا و بسيج را متهم كنند. غافل از اينكه مسئولان با حكمت و تدبير، بكار بردن سلاح را به خاطر پيشگيري از هر گونه آسيب به مردم منع كرده بودند و نيروهاي حافظ امنيت هيچگاه سلاحي در دست نداشتند و بكار نبردند. ماموران حفظ امنيت و مدافعان حريم قانون كتك خوردند، زخمي شدند، شهيد شدند، بي رحمانه آنها را زير چرخهاي ماشين گرفتند اما صبورانه با جانشان از مردم دفاع كردند؛ در مقابل آنها براي كشتههاي دروغي خود عزاداري كردند از آنجا كه آشوبگران در بين مردم پنهان شده بودند، دست حافظان امنيت براي برخورد با آنها بسته بود و لذا خساراتي بر مردم تحميل گرديد و ما نيز به عنوان حاميان مردم و مسئولان برقراري امنيت شرمنده شديم ليكن ميدانيم كه ملت فهيم خود به اين موضوع واقفند و عذر خدمتگزاران خود را ميپذيرند.
اي صاحب و آقاي ما، شما شاهدي كه نيروهاي مسلح و بسيج هر 4 كانديدا را از ياران انقلاب ميدانستند و مانند مردم ايران و با تشخيص خود كم يا زياد به آنها راي دادند. با اين وجود ناظري كه چه ناسزاها كه نثار ما نكردند و چه فحاشيها و تهمتها كه از آن بي نصيب نمانديم . امنيت مردم را خدشه دار كردند و چون به دفاع از مردم برخاستيم، به ما لقب ستمكاران دادند. ما را متجاوزان به حقوق مردم معرفي كردند. ميخواستند ما در اين ميدان آزمايش همچون خودشان رو سياه كنند، گويا نمي دانند اسلام و قرآن و اهل بيت و امام و قانون اساسي برقرار است و تكليف همه روشن است.
كار آنگاه برايمان سخت شد و روحمان به درد آمد كه اتاق فرمان خارجيها و بعضي داخليها به هم پيوند خورد و چهره پاك نظام در كلمات سخيف و زهر آلوده آنها گرد آلوده شد؛ و در اين غبار كذايي براي عده اي لحظهاي حق در محاق شد، اما خداي بزرگ را شاكريم كه فصل الخطاب رهبري دل ها را آرام كرد و بصيرت آفريد.
رفته رفته صف خودي ها، يعني ملت بزرگ ايران از اندك غير خوديها نفوذ كرده در ميان مردم جدا شد و به رغم به اصطلاح نخبگاني كه از نخبگي جز وابستگي به بيگانه و تهاجم به ارزشهاي انقلاب و امام چيزي نميفهمند، ملت يكپارچه ميكوشند نداي رهبرمان را با سرود وحدت و امنيت و سرافرازي و كار و پيشرفت تحقق بخشد.
آقاي و مولاي من ! در اين روزهاي هجمه دشمنان جهاني و كشتار ملتهاي مظلوم، خطاي عده اي از خواص بر دلمان جراحتي افزود اما باز هم صبر ميكنيم اينكه چشمانمان براي تنهايي جد بزرگوارت نمناك است. دلمان براي غريبي علي (ع) آن حق مطلب، بسيار دلتنگ است و اگر نبود اين اقيانوس مواجه انساني كه فضاي خيابانهاي سرزمينم را علي علي گويان عطر آگين كردهاند، نميدانم چگونه ميتوانستيم اين غصه كج روي برخي خواص بي بصيرت را تحمل كنيم و به سينه بسپاريم و سينه هايمان را در برابر دشمنان سپركنيم و از دشمن غفلت ننمائيم و سلاحمان را براي دشمن مهيا نگه داريم.
يا صاحب الزمان! شما چون خورشيدي از پس ابر، هدايت ما را بر عهده داري و ما را بر ولايت فقيه سپرده اي و ايشان توجه ما را به سوي دشمنان ميهن و ملت ميخوانند و ما نيز آموخته ايم كه "اشداء علي الكفار و رحماء بينهم ".
مردم انقلابي ما مي دانند كه چشم از دشمنان اصلي بر نميداريم كه آنها ام الفسادند و ياران ممكن الخطا و قابل بازگشت دنيا هم مي داند كه ملت ايران در برابر دشمن يد واحده است. آري با تمام توان و آمادگي ايستاده ايم تا نظام بماند تا تو از ما خشنود باشي و قلب نازنين نائبت راضي، تا ميهن اسلامي ما همچنان كنام شيران باشد. تا شهيدان و امام شهيدان بدانند كه راهشان ادامه دارد.
مهدي جان! به فرزندان و نوادگان مان ياد دادهايم منتظرت باشند، پرچم اين نظام مقدس را در اهتزاز داشته باشند تا تو بيايي كه امام خميني فرمود: انقلاب ما مقدمه انقلاب جهاني به رهبري حضرت حجت است. سيد و مولاي ما از خدا ميخواهيم و تو نيز دعا كن كه انقلاب اسلامي ايران با انقلاب جهاني شما پايدار ماند و دعا بفرما آنگاه كه ظهور ميكني اگر مرگ ميان شما و ما جدايي انداخته باشد، خداوند ما را از قبر بيرون آورد در حالي كه كفن را بر كمر پيچيده و سلاح بر كشيده باشيم و دعوتت را لبيك گوئيم و زير پرچم پر مهر و عدالت پروري و نوراني امتت به شهدا بپيونديم.
ادامه مطلب
رئيس جمهور با اشاره به تغييرات در دولت دهم گفت:ساختار دولت بايد متناسب با نياز امروز تغيير کند و من عملکردها، برنامهها و نيازها را بررسي کرده ام، بايد در دولت تغييراتي ايجاد کرد و اين تغييرات قابل توجه خواهد بود. ما نياز به تجديد آرايش تيم دولت داريم،چرا که بايد ظرفيتهاي جديدي ايجاد کنيم. بايد خودمان را براي دوره جديد آماده کنيم.
به گزارش رجانيوز، مشروح سخنان دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهور با ملت مومن، عدالت خواه و اصلاح گر ايران در ارتباط زنده تلويزيوني پس از بخش خبري 21 شبكه اول سيما به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
اعياد ماه مبارک رجب را تبريک مي گويم و سالروز رحلت حضرت زينب (س) خدمت ملت و مردم عزيز تسليم ميگويم، اين شبها جمع زيادي از جوانان و ملت عزيزمان در حال اعتکاف هستند که اين توفيق را به آنها نيز تبريک ميگويم. اگر امکانات فراهم ميبود، بخش بيشتري در اين مراسم شرکت ميکردند.
اين پيروزي عظيم را به ملت ايران در 22 خرداد را تبريک ميگويم و از حضرت ولي عصر (عج) به خاطر عنايت مستمرشان به ملت ايران صميمانه تقدير ميکنيم.
در دولت دهم بنا دارم به طور مستمر و دوره اي به مردم گزارش کار دهم.
گزارش امشب را به بحث انتخابات و جهت گيريهاي کلي آن در عرصه داخلي و خارجي اختصاص مي دهم.
مدعيان سياستمداري نمي توانند حماسه عظيم ملت ايران را زير سوال ببرند
انتخابات ايران حادثهاي عظيم بود که همه مسائل داخلي و خارجي ايران را به طور گسترده تحت تاثير خود قرار داد.
ويژگيهاي ارزشمند اين انتخابات در معرض ديد ملتهاي جهان قرار گرفت.
مردم با مشارکت 85 درصدي در انتخابات 22 خرداد شرکت کردند، مطمئن هستم اگر امکانات فراهم ميبود بيش از اين رقم در انتخابات شرکت ميکردند، چرا که همه ملت ايران به سرنوشت، کشور و آرمانهاي خود علاقه مند، حساس و پايبند هستند.
اين انتخابات آزادترين انتخابات در نوع خود است، در هيچ جاي جهان مباني استقرار حاکميت در ا نتخابات به چالش کشيده نميشود اما در اين انتخابات براي هيچ کس هيچ محدوديتي در اظهار نظر، انتقاد و در مدنظر قرار دادن، ايجاد نشده بود.
اين انتخابات براي نامزدها و يارانشان و هم ملت ايران آزادترين انتخابات جهان است.
انتخابات 22 خرداد سالم ترين انتخابات بود، ملت ما ميداند و دنيا نيز بداند که ساختار انتخابات ما مستحکم، منظم و دقيق است. مجري انتخابات خود مردم هستند، هيأتهاي اجرايي از معتمدان مردم و بيشتر از فرهنگيان و معتمدان محلات هستند. ناظران انتخابات نيز از مردم، فرهنگيان، کارکنان و معتمدان محل هستند که برخي 30 تا 50 سال در يک محل مورد رجوع و اعتماد مردم بوده اند. انتخاب کننده نيز خود مردم هستند که به صورت بسيار وسيع و حدود 40 ميليون نفر در انتخابات شرکت کردند و از صبح زود تا نزديک پايان زمان رأي گيري حوزهها مملو از حضور مردم بود.
وزارت کشور تنها نقش پشتيباني کننده دارد و اينها قانون انتخابات کشور ماست که هيأتهاي اجرايي، اعضاي صندوقها و ناظران از معتمدان مردم و از خود مردم هستند و انتخابات متعلق به مردم است. به همين خاطر در سي سال، سي انتخابات با نتايج گوناگون در کشور برگزار شده و در بسياري اوقات نتايج دور از انتظار تحليلگران سياسي بوده است. در اين انتخابات بيشترين فرصت و امکانات در اختيار رقباي رئيس جمهور منتخب بود و مردم نيز با نذر و نياز، ياد خدا و دلهاي پاک براي رأي دادن آمدند و حماسه ماندگاري از ملت ايران ثبت شد.
انتخابات اخير آغازي جديد براي ايران و جهان و منشاء تحولات بزرگ در منطقه و جهان است
اين انتخابات آغازي جديد براي ايران و جهان است. بسياري از همکاران و رؤساي جمهور کشورهاي جهان در تماس تلفني براي تبريک به من دو نکته را يادآور شدند؛ اول اينکه ترازي از دموکراسي که ملت ايران به نمايش گذاشت بي نظير و الگويي براي همه دنياست و ديگر اين که تأکيد ميکردند انتخابات ملت ايران منشأ تحولات بزرگ در منطقه و جهان خواهد شد.
چهل ميليون نفر به طور مستقيم و در مجموع 70 ميليون نفر ملت ايران پيروز صحنه انتخابات بودند. علت اصلي دخالت دشمنان مستکبر در اين انتخابات، شکوه و عظمت و اثرگذاري اين انتخابات به عنوان انتخاباتي بي نظير و الگو براي جهانيان بود. علت ديگر دخالت بيگانگان اين بود که ملت ايران راه سي ساله و چهار ساله را مورد تأييد مجدد قرار دادند و اين راهي که ملت آمده بود و قلههاي افتخار را يکي پس از ديگري فتح ميکرد، در يک حضور حماسي مورد تأييد مجدد قرار گرفت که دشمنان هم از اين ناراحتند.
اين انتخابات سالم ترين و زيباترين انتخابات بود و همه ملت ايران اين موضوع را با دل پاک خود دريافتند که اين انتخابات حادثه اي بزرگ، حماسه اي عظيم و انتخاباتي کاملاً پاک و سالم بود، زيرا خودشان در انتخابات شرکت کردند، خودشان انتخابات را برگزار کردند و خودشان نيز آراء را شمارش کردند و در بازشماري آراء نيز هيچ خدشه اي به انتخابات وارد نشد. کساني که مدعي بودند حتي يک سند دال بر مخدوش بودن انتخابات ارائه نکردند و همه ملت اين را فهميدند. از مدعيان سياستمداري پذيرفته نيست که اين حماسه عظيم را اين طور زير سؤال ببرند که البته نخواهند توانست. با اين انتخابات ما وارد دوران جديدي در عرصه داخلي و خارجي شديم.
مسير ملت روشن تر از گذشته و با اقتدار بيشتر ادامه پيدا خواهد کرد
در داخل کشور، مسير ملت روشن تر از گذشته و با اقتدار بيشتر ادامه پيدا خواهد کرد. عزت، سربلندي، آباداني همه جانبه، کرامت مردم و اجراي بدون ملاحظه عدالت و صيانت از حقوق و اموال ملت در دستور کار دولت است.
تامين مسکن، شغل مناسب، هدفمند کردن يارانهها، اجراي طرحهاي تحول اقتصادي و قانون سياستهاي کلي اصل 44، توسعه فعاليتهاي اجتماعي و دفاع از حقوق شهروندي را از ديگر برنامههاي دولت دهم است. اين برنامهها خواست همه ملت است ؛ آيا کسي هست که با عزت،عدالت، پيشرفت،آباداني و اجراي طرحهاي تحول اقتصادي، مخالف باشد؟ دولت در خدمت همه مردم خواهد بود و وظيفه دولت خدمتگذاري به همه ملت و پيگيري تحقق خواست مردم است.
در اين دوره بايد کارهاي بالاتر و والاتري انجام شود و براي تحقق اين هدفها، اين دوره را به نام دوره همدلي و همراهي نامگذاري ميکنيم. از همه براي همکاري،همراهي و همدلي دعوت ميکنم تا دست به دست هم دهيم و اهداف بلند ملت ايران را محقق کنيم.
بايد با تغيير آرايش تيم دولت، براي كار و تلاش بيشتر آماده شويم
البته ساختار دولت بايد متناسب با نياز امروز تغيير کند و من عملکردها، برنامهها و نيازها را بررسي کرده ام، بايد در دولت تغييراتي ايجاد کرد و اين تغييرات قابل توجه خواهد بود. ما نياز به تجديد آرايش تيم دولت داريم،چرا که بايد ظرفيتهاي جديدي ايجاد کنيم. بايد خودمان را براي دوره جديد آماده کنيم.
بنده همه همکارانم تشکر ميکنم، بعضي از همکاران من خوب کار کردند و توانايي و آمادگي ادامه کار در دوره جديد را دارند، برخي هم هستند که خوب کار کردند اما براي دوره جديد که کار و تلاش، وسعت و عمق بيشتري دارد، توانايي ندارند. بعضيها هم در حد انتظار مردم کار نکردند و طبيعي است که بايد آرايش جديدي ايجاد کنيم. روشن است که توليد، مسکن و اشتغال بايد به سرعت سامان پيدا کند.
در حوزه فرهنگ کارهاي زيادي انجام شده است، از همه تشکر ميکنم اما در حد انتظار من نبود به ويژه در حوزه هنر. البته کارهايي هم در حوزه فرهنگ انجام شد که مورد تاييد من نبود که قبلا در اين زمينه به وزارت کشور، وزارت فرهنگ و ا رشاد اسلامي و نيروي انتظامي تذکر داده ام. با برخورد پليسي با متن مردم مخالفم به ويژه با پليسي کردن حوزه فرهنگ و فضاي فرهنگي و اجتماعي مخالفم.
حل مسائل فرهنگي و اجتماعي فقط از طريق فرهنگي ميسر است و البته من اجازه ادامه اين برخوردها را نخواهم داد و اگر مشکلي پيش آمد با مردم در ميان خواهم گذاشت. البته بايد اين نکته را ياداوري کنم که انتخابات تمام شده است و بحثهاي من انتخاباتي و تبليغاتي نيست. من اعتقادات و باورهاي خودم را با مردم مطرح ميکنم.
همه در برابر قانون مساوي و بدون استثناء ملتزم به قانون هستند
آزاديهاي اجتماعي يک اصل است،الان در کشور ما آزادي هست و بايد در چارچوب قانون در همه بخشها آزادي را توسعه دهيم چرا که جامعه بدون آزادي خواهد مرد و کمال فردي و اجتماعي بدون آزادي، غيرممکن است.
من با تحجر مخالفم البته با دنياطلبي و لاابالي گري افراطي و سياسي کاري نيز مخالفم چون اينها را مانع تحقق آرمانها و کمال ملت ايران ميدانم. اينها مخالف آرمانهاي ايران و انقلاب اسلامي است، راه ما صراط مستقيم است و افراط و تفريط در آن جايگاهي ندارد. همه مردم در برابر قانون مساوي هستند و فرد فرد ما حقوق و تکاليفي داريم، رئيس جمهور هم يک نفر از مردم و مثل ساير مردم است. شما ديديد که رهبري عزيز نيز تصريح کردند که ايشان هم مثل مردم عادي يک راي دارند بنابراين همه بدون استثناء بايد ملتزم به قانون باشيم. هيچ فردي حق ندارد سلايق خود را به مردم تحميل کند، بايد به سلايق مردم احترام بگذاريم و بايد به جوانان اعتماد بيشتري داشته باشيم.
جوانان امروز ما از جوانان دورههاي گذشته آگاه تر و متدين تر هستند و آنها که خلاف اين فکر ميکنند به مسائل نگاه عميقي ندارند و بايد ذهنيت خود را اصلاح کنند.
انتقاد و روحيه انتقاد كردن رمز پيشرفت يك ملت است
بعضي ها ميگويند 14 ميليون نفر از مردم ايران منتقدند؛ مگر آن 25 ميليون نفر منتقد نيستند ؟ به عقيده من 40 ميليون نفر منتقدند و اصلاً من خودم خط مقدم انتقادم و اصلا موضع من موضع انتقادي است. فشارهايي که در چهار سال گذشته بر من وارد شد به سبب انتقادهايي بود که به برخي رفتارها و نابساماني ها و ساختارها وارد مي کردم.
انتقاد رمز پيشرفت ملت است، مگر ميشود ملتي به وضع موجود راضي باشد و پيشرفت و کمال پيدا کند؟ بايد ناراضي باشيم تا بتوانيم به قله هاي بالاتر دسترسي پيدا کنيم. نه تنها 14 ميليون نفر تغيير مي خواهند بلکه 40 ميليون نفر طالب تغييرند، افزود: من خودم نماد تغييرم؛ تغيير اساسي در ساختارها. 40 ميليون شرکت کننده در انتخابات 22 خرداد ، انقلاب و نظام را ازآن خود مي دانند و همگي نماد اين انديشه و استدلال هستند که کشور بايد پيشرفت کند. هر کسي با هر سليقه و هر ذهنيتي متعلق به خانواده ايران است و بايد دست به دست هم ايران را بسازيم. احترام، کرامت آحاد مردم، دوستي، فداکاري و عدالت، تنظيم کننده روابط ميان آحاد مردم است.
افراط ها و تفريط ها و خواسته هاي شخصي در روابط ميان مردم و روابط دولت و مردم جايگاهي ندارد. در آينده درباره برنامه هايم به ويژه مسائل داخلي با مردم مفصل صحبت خواهم کرد، از همه براي کار و اصلاح دعوت مي کنم. در آينده نزديک محلي اعلام خواهد شد تا کساني که در خود توانايي و ظرفيت حضور در مديريت هاي ارشد را مي بينند ، خود را معرفي کنند و گروه هايي نيز صلاحيت آنان را بررسي خواهند کرد. پس از مشورت، همکارانم را خودم و به صورت مستقل انتخاب خواهم کرد و توصيه و سفارش در انتخاب همکارانم تأثيري ندارد.
حضور فعال در مديريت جهاني، فضاي لازم را براي ساختن ايران تأمين مي كند
انتخابات 22 خرداد نماد اقتدار ايران است و اقتدار کشورمان را براي حضور و اثرگذاري در مناسبات جهاني چند برابر کرد. انتخابات 22 خرداد فرصتي ايجاد کرد که ملت ايران با دست بالاتر در مديريت و مناسبات جهاني شرکت کند. برخي ممکن است فکر کنند که ما نبايد به مسائل جهاني کاري داشته باشيم و ابتدا بايد ايران را بسازيم اما ساختن ايران و حضور مؤثر در عرصه هاي جهاني لازم و ملزوم هم هستند و تفکيک ناپذيرند. بدون حضور مؤثر در مناسبات و مديريت جهاني، نمي توانيم ايران را بسازيم چرا که اجازه نخواهند داد.
تا وقتي که عده اي قليل خود قانون بنويسند و خود ناظر و قاضي باشند براي ملت هايي مانند ما جايي براي پيشرفت نمي ماند و هميشه بايد بازنده باشيم و دست دوم باقي بمانيم. آنها قانون و دموکراسي را خود نوشته اند و معيارها را نيز خود تعيين مي کنند و ديکتاتورترين حکومت ها از نظر آنان چون تعامل مي کنند ، دموکراتيک است و آزادترين حکومت ها ،غيردموکراتيک. آنها در اقتصاد هم، ساختارها را به گونه اي نوشتند که منافع به جيبشان رود و تورم و مشکلات در سراسر جهان توزيع شود؛ تا هر دولتي در سياست هاي آنها دخالت کرد، ريسک آنها را بالا ببرند. اگر ما در اصلاح مناسبات جهاني وارد نشويم ، اجازه نمي دهند ايران را بسازيم.
در موضوع هسته اي، آنها مي خواستند تا عمق ملت ما نفوذ و اختيارات ملت ما را سلب کنند. در چهار سال اخير وقتي سياست خارجي فعالي در پيش گرفته شد ، پيشرفت هاي علمي، آباداني و سازندگي ما چندبرابر ارتقاء يافت و مزاحمت ها نيز کمتر شد.
از موضع حكمت، اقتدار و عزت با دشمنان برخورد مي شود
دشمنان مستکبر در پي دخالت در امور داخلي ما و به ويژه در مشوه جلوه دادن انتخابات عظيم و پاک 22 خرداد هستند، آنها قصد داشتند اين اقتدار را تضعيف کنند و توانمندي ما را براي حضور در عرصه هاي جهاني کاهش دهند. آنها کارهاي بدي کردند و برخي مردم ما نيز آسيب ديدند؛ البته برخي ها متأسفانه با آنها همکاري کردند. امروز دشمنان ما از يک طرف به کمک ملت ايران ابراز نياز و درخواست گفتگو و از طرفي در امور داخلي ما دخالت مي کنند که اين تناقض آشکار است. 40 ميليون نفر شرکت کننده در انتخابات با اراده پاک به دنبال عزت و اقتدار کشور هستند. البته قبلاً هم که از موضع عزت و حکمت با مسائل جهاني برخورد مي کرديم، آنها مي خواستند ما را تضعيف کنند.
خيلي حرف ها در خارج و برخي در داخل زدند، اما دشمنان مستکبر ما بار ديگر اشتباه کردند چرا که آنها ملت بزرگ ايران را نمي شناسند و فريب شيطان را خوردند.
ملت ايران ملتي اهل منطق، گفتگو و صلح و عدالت است، ما در مناسبات جهاني، جايگاه و حق شايسته خود را مطالبه مي کنيم و کوتاه نخواهيم آمد. دشمنان ما بدانند که يک خاطره و چهره نامناسب ديگري از آنها در ذهنيت تاريخي مردم ما شکل گرفت و هنوز ملت ما خاطره تلخ اسقاط دولت ملي را در مرداد 32 از ياد نبرده است و اين دخالت ها آن ذهنيت را تقويت و زنده کرد. دشمنان ايران اسلامي بيدار شوند و خود را اصلاح کنند.
ملت ايران مي داند که اين حرکات بچه گانه و دخالت در امور ايران تنها تأثيري که دارد اين است که دولت برآمده از اراده ملت به فضل الهي با اقتدار چند برابري در عرصه جهاني وارد خواهد شد.
نظامات جهاني بايد به نفع ملت ها و بر اساس عدالت و دوستي تغيير کند اين خواست ملت ايران و ملت هاي آزاده است چرا که دوره امپراطوري ها و اينکه چند دولت براي جهان تصميم بگيرند ، به پايان رسيده است. تنها مسير اصلاح وضع جهان و راه حل چالش ها و برقراري امنيت و رفاه، مشارکت همگاني در مديريت جهاني است و اين راه به عنوان تنهاترين راه بايد باز شود.
همه بدانند و ملت ايران نيز مي داند که اين دوره جديد، پرشور، پرکار و دقيق تر و همراه با پيروزي هاي بزرگتر داخلي و خارجي ادامه پيدا خواهد کرد. آينده درخشان از آن ملت ايران و ملت هاي عدالتخواه جهان است و به لطف خداوند، اين آينده درخشان نزديک است و محقق خواهد شد.
بنده تبريک مجدد اين پيروزي عظيم به ملت ايران، از خداوند منان به خاطر همه عناياتش به ملت ايران سپاسگزارم.
از حضرت ولي عصر (عج) براي همه هدايت ها و لطف ويژه ايشان به مردم ايران تشکر مي کنيم.
عزت، سربلندي و پيروزي هاي بزرگتر و رفع موانع پيشرفت و تحقق عدالت را براي ملت ايران آرزو کرد و افزود: از خداوند متعال پيروزي هرچه سريعتر انقلاب جهاني حضرت ولي عصر (عج) را مسئلت دارم.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
ادامه مطلب
شوراي نگهبان دوشنبه شب ۸تیرصحت انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري را مورد تاييد قرار داد.
آيت الله احمد جنتي دبير شوراي نگهبان تاييد صحت انتخابات را طي نامه اي به صادق محصولي وزير کشور اعلام کرد.
متن نامه آیت الله احمد جنتی به این شرح است:
جناب آقای محصولی
وزیر محترم کشور
سلام علیکم
در مورد نتیجه کلی و نهایی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، روز جمعه مورخ 22/3/88، بدین وسیله اعلام می نماید پس از آگهی عمومی اعلام شکایات و اعتراضات نسبت به روند رأی گیری و برگزاری انتخابات، طبق ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری علاوه بر مهلت قانونی دریافت شکایات، در دوره تمدید پنج روزه نیز نسبت به دریافت شکایات اقدام و متعاقب بررسی ها و رسیدگی های دقیق و همه جانبه، از آنجا که بخش عمده ای از موارد اعلامی از مصادیق تخلف یا تقلب انتخاباتی خارج و بعضاً تخلفات مختصری که وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود و غیرقابل اعتناست، سرانجام شورای نگهبان با بررسی موضوع در جلسات عدیده و با وارد ندانستن شکایات و اعتراضات، صحت انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را طبق ماده 79 قانون انتخابات ریاست جمهوری مورد تأیید قرار داد.
شورای نگهبان فرصت را مغتنم شمرده ضمن تکریم حضور حماسی و فراگیر مردم در برگزاری شکوهمند دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که با تجلی و ظهور جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن، برگ زرینی در تاریخ مردم سالاری دینی ایران اسلامی از خود به جا گذاشت بر خود فرض می داند از تلاش همه جانبه وزارت محترم کشور، عوامل اجرایی، همچنین هیئت های نظارت و رسانه های گروهی و به ویژه از نامزدهای محترم که با حضور خود گرمی و رونق عرصه رقابت را فراهم آورده اند قدردانی نماید.
احمد جنتی
دبیر شورای نگهبان
ادامه مطلب
آيتالله محيالدين حائري شيرازي در نامهاي خطاب به رهبر معظم انقلاب ضمن قدرداني از خطبه هاي ايشان در نماز جمعه تهران نوشت: شما اعانت خواهيد شد؛ وعده خداوند حق است. اگر قرار است قانون اجرا شود، بايد از بزرگان كه قله اجتماع هستند، آغاز شود.
به گزارش خبرگزاري فارس، متن نامه آيتالله محيالدين حائري شيرازي به شرح ذيل ميباشد:
بسمالله الرحمن الرحيم
محضر مبارك رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيتالله خامنهاي مدظله العالي / سلامعليكم بما صبرتم
خطبه اين هفته شما در تعقيب حضور 85 درصد مردم در جمعه گذشته با آن آزادي مطلق و بالاتر از آن، آگاهي بيسابقه، نشان از عبور امت با امام خود از مرحلهاي و كلاسي به كلاس بالاتر است. يادتان هست در روز قبول قطعنامه كه به دعوت شما در دفتر شما حاضر شديم و هركس براي ثبت در تاريخ، مطلبي گفت. عرض كردم اين امتحان، اطاعت امت از امامت در چهره حسني است و بعد از پيروزي امت در 8 سال دفاع مقدس به عنوان اطاعت امت از امامت در چهره حسيني است.
قبل از آن در روز عزل بنيصدر در صحبت 3 دقيقهاي كه مرحوم رجايي آن را بين هيات دولت توزيع كرده بود، گفته شد؛ امت به تبعيت از امام در حال حركت است. هركس حركت نكند، جا ميماند و امت وقتي به او نرسيده و ميخواهد به او برسد، او را روي دست بلند ميكند و روي سر ميگذارد. وقتي به او رسيد، نگاهش از وي برميگردد، وقتي از آن گذشت، وي را پشت سر مياندازد و اين امت در گذشته كساني را روي سر گذاشته و بعد از عبور از آنها، آنها را زير پا نهاده است. در آينده هم كساني را روزي روي سر و زماني زير پا ميگذارند و از بيوفايي امت نيست؛ نتيجه حركت كردن امت و تعلق و وابستگي شخصيتهاست.
در روز شهادت شهيد رجايي كه با وي هفتگي كلاس داشتم، گفتم عبور از هر مرحله مثل وضع حمل است و شيرازيهاي ما اين حالت درد كشيدن را كه ميبينند، ميگويند (خدا بدتري بدهد) خدايش رحمت كند، يكهاي خورد؛ اما خود را جمع كرد. نميدانم چه چيزي به يادش آمده بود.
آهني كه بايد از آن شمشيري ساخته شود، زير ضربات پتك مرتبا از آن ريزش ميكند و از ماده آن كاسته ميشود؛ اما صورت به رسالت و غايت كامل خود نزديك ميشود با هر ريزشي، برندگي و با هر ضربهاي، صلابت آن بيشتر ميشود و با هر سفري بين آب و آتش آبديدهتر ميشود. امام در عبور از قائممقام خود روز سختي را ميگذراند و ميگويد كه من با كسي عقد اخوت نبستم. محرمانه اشك ريخت؛ اما دستش نلرزيد. روز عبور امت از بستگان و دلبستگيهاست. آيتالله خزعلي عمل آيتالله گيلاني را تكرار ميكند. مگر نه اين است كه به سمت آن موعود ميرويم، پس بايد از نهر طالوت بگذريم. فمن شرب منه فليس مني و من لم يطعمه فانه مني. تعلق به خود و آبروي خود و بستگان، نوعي شرب از نهر طالوت است. امام فرمود اگر احمد كاري كند كه مستوجب حكم باشد، اجرا ميكنم و سر من ناراحت نميشود. شما براي حفظ عزت خود كاري نكردي. يادتان هست قبل از رحلت امام به يك ماه كمتر و يا بيشتر به شما عرض كردم رياستجمهوري تمام ميشود، شما بعد از آن چه خواهيد كرد، گفتيد حوزه ميروم، مگر اين كه امام نهيام كند. من بعد از رياستجمهوري اگر امام به من بگويد مسوول عقيدتي سياسي ژاندارمري يكي از روستاهاي سيستان و بلوچستان شوم، ترديد نميكنم. شما رهبري را نخواستهايد، رهبري شما را خواست. رسول خدا به عمويش فرمود: يا عم ان الاماره ان طلبتها وكلت اليها و ان طلبتك اعنت اليها.
از ياد نميبرم روز رايگيري براي رهبري را كه وقتي از شما نام برده شد، ناراحتتر از هميشه بدون اجازه پشت تريبون رفتيد و اعتراض كرديد و شوراي نگهبان به شما گفت چرا جلوي اجراي قانون را ميگيريد و شما برگشتيد و به جاي خود نشستيد. رهبري شما را طلب كرده است و شما اعانت خواهيد شد. وعده خداوند حق است. اگر قرار است قانون اجرا شود، بايد از بزرگان كه قله اجتماع هستند، آغاز شود. در كشاورزي، مخزن آب را در مرتفعترين نقطه قرار ميدهند. آب از پايين به بالا نميرود. قانون هم از بالا به پايين حركت طبيعي آن است. و امرت ان اكون اول المسلمين. آن كه بيش از هزار و صد سال است به هركس ميگويد ايكم ياخذ جمره في كفه فيتركها حتي يبرد، تا بالاخره امام جمره سلطنت پهلوي را گرفت تا سرد شد، جمره حكومت بعثي را گرفت تا سرد شد. جمره استكبار جهاني در چهره اسرائيل را حزبالله گرفت تا بعد از 33 روز سرد شد. حماس هم گرفت تا بعد از 22 روز سرد شد. مساله، مساله گرفتن آتش در دست است و اين ايام آخرالزمان است كه ايمان در دل نگه داشتن از آتش در دست نگه داشتن سختتر است. اين همه شهدا سوختگيهاي دست امت است كه آتش استكبار را نگه داشته و تاكنون از نگه داشتن آن خم به ابرو نياورده است. اين آتش بالاخره سرد خواهد شد، همان طور كه شاه و صدام سرد شدند. امام با سرد شدن آتش شاه به ميان ما برگشت و آن منتظر با سرد شدن آتش استكبار است كه زيارتش ميكنيم.
يوسف گم گشته بازآيد به كنعان غم مخور
كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
وين دل شوريده حالش به شود دل بد مكن
وين سر شوريده بازآيد به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر طرف چمن
چتر گل بر سر كشي اي مرغ خوشخوان غم مخور
والسلام عليكم و رحمتالله
محيالدين حائري شيرازي
ادامه مطلب
مردی که ممکن است احمدینژاد را شکست دهد
روز قبل از انتخابات، میرحسین موسوی، کاندیدای اصلی اصلاحطلبان درخواست مصاحبهی تایم را پذیرفت. مصاحبه در ساختمانی انجام شد که موسوی ـ معمار و هنرمند - خودش آن را طراحی کرده بود: یک هنرستان و گالری در مرکز تهران. موسوی که چندان کاریزماتیک نیست، اما به جای آن به معنای واقعی کلمه روشنفکر ـ هنرمند به چشم میآید به آرامی وارد یک اتاق کنفرانس ساده شد. محافظت چندانی نداشت و تنها چند مشاور او را همراهی میکردند و کتوشلواری سیاه و پیراهن راهراه آبی به تن کرده بود. به نظر میرسید سوالات ما را که به زبان انگلیسی بیان میشد درک میکند، هرچند به فارسی پاسخ میداد.
موسوی به آرام سخن گفتن شهرت دارد، اما این مبالغهآمیز است. سخن گفتن او به پچپچ شبیهتر است. پاسخهای او به ما محتاطانه، دقیق و البته گاهی به نحو شگفتآوری صاف و پوستکنده بود. او هنگامی که از شیوهی تبلیغاتی احمدینژاد سخن میگفت بسیار با تاکید و محکم حرف میزد. شیوهای که حملهی مستقیمی به همسر موسوی، زهرا رهنورد که هنرمند و از فعالان اجتماعی سیاسی است، در برداشت. «من فکر میکنم که او (احمدینژاد) از هنجارهای اجتماعی فراتر رفت و به همین دلیل یک موج بر علیهی خودش به راه انداخت. در کشور ما، در برابر یک مرد به همسرش اهانت نمیکنند. ضمن اینکه از یک رییس جمهور انتظار نمیرود به چنین مسایل خردی توجه نشان دهد.»
او همچنین از ادبیات تنشآفرینی احمدینژاد در مسایل بینالمللی مانند اسرائیل و هولوکاست انتقاد کرد: «در سیاست خارجی ما مسایل بنیادین را که در حوزهی منافع ملی ما قرار میگیرند با جنجالطلبی خلط کردهایم که بیشتر مصرف داخلی دارد.»
موسوی به طور غیر منتظرهای از ارادهاش نسبت به مذاکره در باب ماهیت برنامهی هستهای ایران به صراحت سخن گفت.
او گفت که دو مساله وجود دارد: استفادهی صلح آمیز از انرژی هستهای که بر مبنای NTP حق ایران است و دیگری استفادهی تسلیحاتی احتمالی «بشخصه من وجه دوم را که هم ابعاد فنی و هم ابعاد سیاسی دارد قابل مذاکره میدانم اما نمیپذیرم که کشورمان از حق بهرهبرداری صلح آمیز از انرژی هستهای محروم شود.»
در جایگاه ریاست جمهوری، موسوی طبعاً کما بیش به اندازهی رهبر معظم آیتالله علی خامنهای قدرت نخواهد داشت. به خصوص در حوزهی سیاست خارجی و امنیت ملی. اما او موکداً ابراز داشت که تجمعات خیابانی چشمگیر هفتههای گذشته احتمالاً ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت و در واقع این اتفاق با فشار بر رهبر نسبت به پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد. ما پرسیدیم اگر انتخابات را ببازد، آن وقت چه میشود. [او پاسخ داد:] «تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط میشود و بخشهای دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقبگردی در کار نخواهد بود.»
• تایم: شما بخشی از انقلاب بودید. شما درباره تغییرات کشور از آن زمان تاکنون چه نظری دارید؟ و به نظر شما امام خمینی در برابر این تغییرات چه موضعی میداشت؟
• موسوی: امام خمینی همیشه از تغییرات استقبال میکرد. او معمولاً تغییرات را میپذیرفت و آنگاه تلاش میکرد تا آن را مدیریت کند.
• آیا تغییرات در کشور شما را شگفتزده میکند و آیا این همان چیزی است که شما در زمان انقلاب انتظارش را داشتید؟
• تغییرات زیادی هم در بعد داخلی و هم در بعد بینالمللی رخ داده. اما چون برخی از این تغییرات سرکوب شدند. اکنون به نحو غیرمنتظرهای سر بر آوردهاند.
• آیا انتظار داشتید که این چنین غیره منتظره سربرآورند؟
• من در نخستین سخنرانیام در دانشگاه تهران گفتم که مردم میتوانند حالتی دوگانه داشته باشند. آنها در عین حال که به ارزشهای انقلابی احترام میگذارند، نگاهی به جلو، به سوی تغییرات مدرن دارند، اگر شما به خیابان ولیعصر نگاه کنید در تمام مسیر از شمال تا جنوب مردمی با هر نوع پیش زمینه و با هر نوع پوشش و آداب و رسومی میبینید، اما همهی آنها میتوانند به خاطر یک هدف مشترک گردهم آیند.
• کدام یک از دو جنبهی این دوگانگی در ایران امروز برجستهتر است؟
• این دوگانگی یک موضع اعتراضی و تقابلی به نمایشگاهی گذارد که اگر پذیرفته شود میتواند فرصتهای ممتازی برای کشور خلق کند اما اگر پذیرفته نشود و سرکوب شود میتواند به یک تهدید مبدل شود.
• آیا شیوهی مبارزات انتخاباتی محمود احمدینژاد در قبال شما و همسرتان، شما را شگفت زده کرده است و شما چه توضیحی درباره رفتار او دارید؟
• او سبک خاصی در پیش گرفت اما من فکر نمیکنم تا اینجا پیش برود.
• و به نظر شما چرا این کار را کرد؟
• من فکر میکنم او مرزهای جامعه ما را پشت سر گذاشت و این علتی شد که موجی علیه او راه بیفتد. در جامعه ما مقابل یک مرد به همسرش اهانت روا نمیدارند. ضمن اینکه از جایگاه ریاست جمهوری انتظار نمیرود که به چنین امور جزیی و کم اهمیتی توجه نشان دهد. همچنین انتظار میرفت او بر مبنای آمار و ارقام سخن بگوید.
• این مصاحبه بعد از انتخابات منتشر میشود و شما ممکن است در آن هنگام رییس جمهور باشید. آخرین رییس جمهور اصلاح طلب محمد خاتمی که اکنون از شما حمایت میکند روزهای سختی در تعامل با رهبری سپری کرد. آیا فکر میکنید اوضاع برای شما فرق میکند؟
• ارکان مختلف در سیستم قدرت در جامعه وجود دارد که باید به نحو شایستهای باهم در تعامل باشند. این واقعیت نظام ماست.و من در پی آنم که این ارتباط را چه در گفتگوها و چه در اجرای مسوولیتهای قانونیام برقرار سازم. من معتقدم که میتوانم این تعامل را به نقطهی توازن برسانم.
• آیا شما معتقدید که اصلاح طلبان خیلی پیش رفتند و به این نقطهی توازن توجه کافی نشان ندادند؟
• دورهی خاتمی بعد از هشت سال به پایان رسید، اما او اگر در قدرت میماند کسی چه میداند شاید توازن بین رهبر و قوای دیگر سرانجام برقرار میشد. اما ما یک سیستم تقسیم قدرت خاصی در ایران داریم. رهبر قدرت و اختیارات مشخصی دارد و رییس جمهور اختیارات دیگری و تعادل بین این قدرتها امکان پذیر است.
• شما و رهبر هر دو اهل خامنه هستید. وقتی شما نخست وزیر بودید، این گونه به گوش میرسید که در روابطتان با ایشان اختلاف نظر و اصطحکاک دارید. آیا فکر نمیکنید این مساله در صورت پیروزی شما، مشکل ساز شود؟
• اختلاف ما در آن زمان در قانون اساسی ریشه داشت.اما الان حیطهی اختیارات به نحو چشمگیری شفافتر و روشنتر در قانون اساسی (اصلاح شده) بیان شده است. فضای بسیار بیشتری برای هماهنگ شدن وجود دارد.
• شما در خلال مبارزات انتخاباتی در باب سیاست خارجی خیلی حرف نزدهاید. اگر شما انتخاب شوید. آیا سیاست خارجی شما با آنچه اکنون جریان دارد ـ به خصوص در قبال آمریکا ـ متفاوت خواهد بود؟
• معنای سیاست خارجی تنها رابطه با یک کشور نیست. آمریکا یکی از کشورهاست. انتقادی که من داشتهام این بوده که ما از پتانسیل عظیمی که برای ایجاد دیپلماسی موثر داریم، استفاده نکردهایم. در سیاست خارجیمان مسایل و موضوعات بنیادینی را که در شمار منافع ملی ما هستند با جنجال آفرینی که بیشتر مصرف داخلی دارد، خلط کردهایم.
• با تغییر دولت آیا به نظر شما در موضع ایران در برنامهی انرژی هستهای تغییری به وجود میآید؟
• ممکن است روشها را تغییر دهیم. راجع به انرژی هستهای دو مقوله وجود دارد: یکی حقها برای استفاده از انرژی هستهای که قابل مذاکره نیست. دیگری به نگرانیهای مربوط میشود که نسبت به انحراف برنامهی هستهای به سمت تسلیحاتی شدن وجود دارد. من بهشخصه اعتقاد دارم که مقوله دوم که هم فنی و هم سیاسی است قابل مذاکر است. ما از حق کشورمان نسبت به انرژی هستهای چشمپوشی نخواهیم کرد.
• به نظر شما باراک اوباما برای برقراری روابط بهتر بین ایران و امریکا جدیت بیشتری دارد؟ و اگر شما این امر را امکان پذیر میدانید برای دستیابی به آن چه باید کرد؟
• اوباما دغدغههای خود را چندین بار تکرار کرده است و این به خودی خود فضای خوبی برای تلقی این مسایل به وجود آورده است. ما امیدواریم کته این صحبتها با اقدامات عملی همراه شوند و ادامه یابند.
• چه نوع اقداماتی انتظار دارید از طرف مقابل ببینید؟
• من شنیده ام که او نسبت به کودتای 1953 (28 مرداد 32) ابراز تاسف کرده است. و این خود یک قدم مثبت است. چون ذهنیتهای منفیای که در مردم ما وجود دارد، کاهش خواهد داد.
• چهار سال بعد، اگر شما انتخاب رییس جمهور منتخب باشید، دوست دارید مردم راجع به موسوی چه بگویند؟ دوست دارید چه یادگاری از خود بر جای گذارید؟
• وقتی انقلاب شد، من یک روستایی بودم. انقلاب مرا بالا برد و الان افراد زیادی مرا از خود جدا نمیبینند. اگر من رییس جمهور شود، امیدوارم مردم همان احساسی را نسبت به من داشته باشند که آن هنگام نسبت به من به عنوان فرزند خود داشتند. کسی که با اخلاص تام سعی خود را میکند که برای آنها کار کند. من این را امتحان کردهام: مردم بیشتر از آنکه به نتایج توجه کنند به درستکاری اهمیت میدهند.
• اگر شما پیروز نشوید، به این همه جوان که در خیابانها رقص کنان و لبخند بر لب و شادند، چه خواهید گفت؟ به تمام طرفداران خود اگر پیروز نشوید، چه خواهید گفت؟
• پیام من قبلاً به آنها رسیده است. تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از این تغییر به پیروزی در انتخابات مربوط میشود. بخشهای دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقبگردی در کار نیست.
• در کابینه شما چند زن حضور خواهند داشت؟
• عددش را نمیدانم، اما وزیران زن خواهم داشت. اگر رییس جمهور شوم به آنها اعلام خواهم کرد.
• آیا همسر شما یکی از آنها خواهد بود؟
• همسر من از پستهای سیاسی فرار میکند. من فکر نمیکنم که اصلاً و ابداً او به داشتن یک جایگاه سیاسی علاقهمند باشد. اما البته او همیشه در کنار من به عنوان یک مشاور حضور داشته و خواهند داشت.
ادامه مطلب
به گزارش ايرنا، خانم " آهو اوزيورت " که اين مصاحبه را براي شبکه خبري سي.ان.ان. ترک با رضا پهلوي انجام داده تحت عنوان " با کساني که پدرش را سرنگون کرده اند، در يک تقاطع به هم رسيدند"، نوشت : رضا پهلوي مي گويد: رويدادهاي اخير، به يک همه پرسي عمومي کشيده خواهد شد.
بنابراين گزارش ، فرزند شاه مخلوع با بيان اين که راه او با "مسير موسوي و دوستانش که ازجمله افرادي بودند که پدرش را از تخت پايين آوردند، هم اکنون به يک تقاطع مشترک رسيده است "، گفت: اگر مدافع يک دعوي مشترک با آنها باشم، به گذشته نگاه نخواهم کرد.
سي.ان.ان.ترک نيز در صفحه نخست اينترنتي خود با عنوان " ترکيه آزادي خود را مديون نظام لاييک است"، نوشت: رضا پهلوي در گفت وگو با آهو اوزيورت گفت، پدرش نيز قصد داشت راهي را که " آتاترک" بنيانگذار ترکيه پيمود، انتخاب کند و نظام سکولاريستي را در ايران حاکم کند.
ادامه مطلب
کد لوگوی وبلاگ رجا:
http://raja.pib.ir" target="_blank">http://xs139.xs.to/xs139/09215/raja-kadr2335.gif.xs.jpg" title="Free image hosting powered by xs.to">
ادامه مطلب
بنا به آمار رسمي، در جريان راهپيمايي ها و اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوري تا امروز هفت نفر كشته و دهها نفر زخمي شده اند. حجم خسارت به اموال عمومي و خصوصي و همچنين هزينه سنگين سياسي كه اين اجتماعات بعضا خشونت آميز و خصوصا سركوب خشونت بار آنها توسط پاره اي از نيروهاي انتظامي و شبه انتظامي، بر كشور ما و منافع ملي آن تحميل كرده قابل احصا نيست. از آنجا كه ريشه همه اين حوادث بدون شك به ادعاي رقيب اصلي و شكست خورده در اين انتخابات در خصوص «تقلب گسترده» و «دستكاري در آراء» باز مي گردد – كه اتهامي بسيار سنگين است – اين نوشتار بر آن است تا به مهمترين و اصلي ترين متني كه تاكنون توسط جناب آقاي ميرحسين موسوي جهت شكايت از نتايج انتخابات نوشته شده مراجعه نموده و با بررسي و تحليل دقيق اين متن، به شالوده شكني و يا واسازي (Deconstruction) دلايل و استدلالهاي ارائه شده در آن بپردازد. اميد است كه در فرايند واكاوي اين متن، قوت و استحكام و پشتوانه استدلال هاي ارائه شده در آن مبني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات - كه عملا به معني جابجا شدن بالغ بر 10 ميليون راي است – تا حدوي روشن شود. آشكار شدن وزن اين استدلالها مشخص مي كند كه آيا آنها اين اندازه پايه و اساس داشته است كه خون هفت انسان به پاي آنها ريخته شود؟
1. آقای ميرحسين موسوي در اولين بند نامه اش به شوراي نگهبان - كه قاعدتا بايد حاوي محكم ترين استدلال او مبني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات باشد – بر خلاف تصور خواننده اصلا به موضوع «تقلب» در انتخابات اشاره نمي كند. ايشان در اين بند به موضوعي اشاره مي كند كه هيچگونه ارتباط مستقيمي به موضوع «تقلب» ندارد. تاكيد كردن بر محتواي مناظره هاي انتخاباتي در بند اول نامه موسوي به نظرم از چند جهت بسيار معنادار و حتي برملا كننده است.
1.1: شايد منظور آقای موسوي اين است كه سخنان مطرح شده توسط محمود احمدي نژاد در مناظره ها عليه برخي شخصيتها و آقازاده ها، به تحريك و «اغفال» گسترده مردم منجر شد و باعث شد آنها هيجاني شده و فوج فوج به احمدي نژاد تمايل پيدا كنند. در اين صورت كه آقاي موسوي پذيرفته است كه رقيب ايشان راي بسيار بالايي در انتخابات آورده است. واقعا اگر مهندس موسوي قائل بوده است كه مطالب عنوان شده در مناظره ها اينچنين تاثير دگرگون كننده اي در نتيجه انتخابات داشته است چرا در همان روز پس از مناظره در اعتراض به طرح اين مطالب از اين رقابت «ناعادلانه» خارج نشد؟ چرا ايشان به حضور در اين مناظره ها ادامه داد؟ و از همه مهمتر چرا ايشان علي رغم همه مطالب مطرح شده در مناظره ها، در آخرين ساعات روز انتخابات بطور قاطع خود را برنده اين انتخابات اعلام كرد؟
1.2: اينكه اولين بند نامه موسوي با ذكر نام به تجليل و دفاع از «مظلوميت» آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي ناطق نوري در مناظره ها اختصاص مي يابد، ناخواسته بازگوكننده ريشه ها و علتهاي اصلي راه اندازي راهپيمايي ها و اعتراضات در چند روز گذشته است. همان «جوشش آتشفشاني» و «بنزين» و «دود و آتش» كه قبلا هشدارش داده شده بود. واقعا چه نسبتي ميان آن نامه آقاي هاشمي و اين نامه جناب موسوي وجود دارد؟ آيا مير حسين موسوي در بند اول نامه اش دارد اذعان مي كند كه اعتراض اصلي او و حاميان او در اين اجتماعات و راهپيمايي ها به برده شدن اسم هاشمي و ناطق و فرزندان آنها در مناظره هاي انتخاباتي است؟ اگرنه چه لزومي داشته كه اين موضوع در سرلوحه نامه او قرار گيرد؟
1.3: فرض مي كنيم كه احمدي نژاد در اعلام اسامي اشخاص در مناظره ها و نسبت دادن تخلفات مالي به آنها مرتكب تخلف در تبليغات انتخاباتي شده باشد. آيا اين تخلف در تبليغات به معناي «تقلب» در نتايج است؟ روشن است كه افرادي كه حقي از آنها ضايع شده مي توانند خواستار پخش پاسخ خود از صدا و سيما باشند و يا حتي موضوع را بطور قانوني پيگيري كنند. اما حتي در اين صورت نيز هيچ خللي بر نتيجه انتخابات وارد نيست. اينها دو موضوع جدا از هم هستند.
2. در بند دوم نامه، باز انتظار ما براي بيان مستنداتي از «تقلب گسترده» توسط ميرحسين موسوي به نتيجه نمي رسد. در اين بند موسوي دوباره به مناظره ها رجوع كرده و طرح «مطالب خلاف امنيت ملي» و «زير سوال بردن بنيانگذار جمهوري اسلامي» توسط احمدي نژاد را به عنوان دليل وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مطره مي كند. در اين خصوص چند مطلب قابل بيان است:
2.1: آقاي موسوي به عنوان يك نامزد هيچگونه مسئوليت قانوني در قبال تشخيص و مراقبت از «امنيت ملي» ندارند. طبعا رييس جمهور به عنوان «رييس شوراي عالي امنيت ملي» بيش از ديگران در اين خصوص به اطلاعات دسترسي داشته و جهت مراقبت از امنيت ملي مسئوليت و اختيار قانوني دارد. در سالهاي گدشته ديده ايم كه چگونه اشخاصي امنيت و منافع شخصي خود را به «منافع و امنيت ملي» گره مي زنند و خواستار سلب آزادي ها و حقوق مردم مي شدند. ايا آقاي موسوي هم مي خواهد با چنين شيوه اي راي 24 ميليون شهروند را باطل كند؟
2.2: ادعاي «زيرسوال بردن بنيانگذار انقلاب اسلامي» نيز ادعاي بسيار قابل توجهي است. ظاهرا آقاي موسوي كليه اقدامات دولت خود و دوستان خود در دهه شصت را عينا مورد تاييد امام خميني (ره) مي داند. در سالهاي گذشته ديده بوديم كه برخي از متعصبين جناح راست حتي انتقاد به يك آبدارچي بنياد مستعضفان را ضديت با ولايت فقيه مي دانستند چون معتقد بودند كه رييس اين بنياد توسط رهبري منصوب مي شود و آن آبدارچي هم در سلسله مراتبي توسط آن رييس منصوب مي شود پس آن آبدارچي منصوب ولي فقيه است و هركس با آن آبدارچي مخالف باشد مخالف ولايت فقيه است! ايا عجيب نيست كه شخصيت فرهيخته اي چون آقاي موسوي به چنين استدلالی براي دفاع از تماميت عملكرد خود در دهه شصت دست يازد؟ چرا ايشان انتقاد از مواردي چون گزينش هاي بسيار سخت گيرانه، ارعاب 99 نماينده مجلس مخالف دولت و يا حتي بخشنامه لباس مشكي و قهوه اي - كه آشكارا امروز غير قابل دفاع هستند - را «زير سوال بردن امام خميني» مي داند؟ بديهي است كه اينها اعمال دولت ايشان و يا دوستان و حاميان ايشان بوده است و نه اقدامات امام راحل (ره).
2.3: اگر استدلال آقاي موسوي را بپذيريم، قاعدتا انتقادهاي شديد و بي رحمانه ايشان و ديگر كانديداها از عملكرد دولت نهم نيز «زير سوال بردن ولايت فقيه كنوني» است. چون همانطور كه اما راحل در دهه شصت بطور آشكار از دولت موسوي حمايت مي كرد، رهبري فعلي نيز در سالهاي گذشته از دولت نهم حمايت كرده است. آيا آقاي موسوي مي پذيرد كه اعمال خودش در اين انتخابات زيرسوال بردن ولايت فقيه بوده است؟
2.4: به فرض كه آقاي احمدي نژاد «مطالب خلاف امنيت ملي» در مناظره ها بيان كرده باشد و حتي امام راحل (ره) را زير سوال برده باشد. آيا اين دليل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ دوباره سوال مي كنيم اگر اينقدر حرمتها و قداستها شكسته شده بود، اصلا چرا آقاي موسوي حاضر شد در چنين انتخاباتي حاضر شود و حتي پيشاپيش خود را پيروز آن اعلام كند؟ نكند آقاي موسوي بر اين باور است كه چون حرمتها شكسته شدن ومقدسات زير سوال رفت راي آقاي احمدي نژاد به 24 ميليون رسيد؟
3. بالاخره در بند سوم نامه آقاي موسوي به موضوعي اشاره مي كنند كه ارتباط به روز انتخابات دارد. در اين بند ايشان از عدم صدور كارت براي تعدادي از ناظرين ايشان و آقاي كروبي اعتراض مي كند. در خصوص اين بند نيز چند نكته گفتني است:
3.1: در اينجا آقاي موسوي به اصطلاح به نيمه خالي ليوان اشاره كرده اند. طبعا وزرات كشور بايد در اين مورد پاسخگو باشد كه چرا به تعداد درخواست شده كارت صادر نشده است. البته آنها نيز در پاسخ به مواردي همچون ناقص بودن مدارك ارسالي ناظرين اشاره كرده اند كه بنده نمي توانم قضاوتي درباره ادعاي طرفين داشته باشم. اما سوال اين است كه چرا جناب موسوي كه با قاطعيت هرچه تمام از «تقلب گسترده» در انتخابات سحن گفته اند به جاي آنكه ابتدا لااقل به يك گزارش مستند و دقيق از يكي از چند هزار ناظر خود بر سر صندوق ها اشاره كنند، مبناي اعتراض خود را بر يك موضوع «عدمي» قرار داده اند. قاعدتا اگر تقلبي به گستردگي 10 ميليون راي در سطح كشور رخ مي داد لااقل دهها نفر از ميان چند هزار ناظر آقاي موسوي مي بايست به شواهدي در اين خصوص دست يافته باشند. چرا آقاي موسوي بجاي استناد به آنها به «عدم وجود ناظر» در برخي صندوقها اشاره مي كند كه حتي در فرض صحت هم نمي توان آنرا في نفسه دليلي بر وجود قطعي تقلب دانست. آيا آقاي موسوي اخلاقا مي تواند مدعي شود كه هرجا ناظر من نبوده قطعا تقلب شده است؟
3.2: قابل قبول است كه آقاي موسوي در مورد صندوقهايي كه ناظر نداشته اند داراي شك و شبهه باشد. اين شك كاملا معقول و منطقي است. اما راه حل برطرف شدن آن اين است كه ايشان خواستار بازشماري تعدادي از اين صندوقها بصورت تصادفي شوند و نتايج آنها را با صندوقهايي در همان منطقه و شهر مقايسه كنند كه در آنجا ناظر داشته اند و ببينند كه آيا چنان تفاوت فاحشي وجود دارد يا خير. قطعا ايشان مي دانند كه براي آنكه 10 ميليون راي جابجا شود بطور متوسط 10 هزار صندوق مي بايست كاملا داراي آراء واژگون شده باشد. شناسايي و پيدا كردن اين 10 هزار صندوق اصلا كار دشواري نيست. خصوصا براي جناب آقاي محتشمي رييس كميته صيانت آقاي موسوي كه خود در زمينه تخلف انتخاباتي در مقام وزير كشور داراي سوابق قابل توجه هستند.*
3.3: اين پرسش مهمي است كه چرا آقاي موسوي در اين نامه بطور مشخص به هيچ حوزه اي كه در آن «تقلب گسترده» صورت گرفته باشد اشاره نمي كنند؟
4. در بند چهارم آقاي موسوي نسبت به استفاده از كامپيوتر و شيوه آنلاين در اعلام نتايج آرا هر صندوق به ستاد مركزي انتخابات اعتراض مي كند. اين اعتراض البته در جاي خود قابل بررسي است اما هيچ عقل سليمي نمي پذيرد كه به صرف اينكه نتايج هر صندوق در حضور همه اعضاي هيات اجرايي و نظارت و ناظرين كانديداها (در صورت حضور) وارد كامپيوتر شده و به طور آنلاين به ستاد انتخابات اعلام شده ، پس در انتخابات «تقلب گسترده» صورت گرفته است. شايد اين شيوه جديد و استفاده از فناوري نوين ابهاماتي داشته باشد، اما قطعا صورتجلسه هاي همه صندوقها موجود است و بنا به اعلام وزارت كشور نيز قبل از اعلام نتيجه نهايي همه صورت جلسه هاي مكتوب با آمار اعلام شده كامپيوتري مجددا تطبيق داده شده است. اگر هم شكي و شبهه اي هست قطعا با مراجعه به صورت جلسه ها قابل رفع است. پس چه حجتي داريم كه اينگونه با قاطعيت بگوييم چون در اعلام نتايج از كامپيوتر استفاده شده حتما «تقلب گسترده» صورت گرفته است؟
5. در بند پنج آقاي موسوي به موضوع كمبود تعرفه اشاره كرده اند كه به ادعاي ايشان در برخي حوزه ها موجب توقف راي گيري شده است. اولا نفس كمبود تعرفه با توجه به مشاركت 85 درصدي در انتخابات امر عجيبي نيست. ضمن اينكه بنا به اعلام وزارت كشور به هر شعبه اعلام شده بود كه به محض اينكه استفاده از آخرين بسته صد برگي راي را شروع كردند اعلام اتمام تعرفه كنند تا در اين فاصله تعرفه هاي جديد براي انها ارسال شود. لذا اعلام اتمام تعرفه به معني تعطيلي راي گيري نيست. آقاي موسوي اشاره اي به هيچ صندوقي كه در آن راي گيري متوقف شده باشد نكرده اند اما بنا به اعلام ستاد انتخابات هيچ صندوقي به دليل اتمام تعرفه راي گيري را تعطيل نكرده است. اما باز اينجا فرض را بر صحت قول جناب موسوي مي گذاريم كه واقعا در برخي صندوقها تعرفه تمام و راي گيري متوقف شده است. در اينجا چند پرسش پيش مي آيد:
5.1: آيا اتمام تعرفه در يك يا چند صندوق دليل بر «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ واقعا معلوم نيست تعريف آقاي موسوي از تقلب چيست؟
5.2: چرا با آنكه آقاي موسوي در مبارزه انتخاباتي اينهمه «احساس خطر» كرده بود و هشدار داده بود و با اينكه به زعم ايشان در مناظره ها «استوانه هاي نظام» مورد هتك حرمت قرا گرفته بودند و «مقدسات» زير سوال رفته بود، چرا طرفداران ايشان آنقدر همت نداشتند كه در ساعات آغازين راي گيري براي مشاركت در اين انتخابات حساس و جلوگيري از تداوم اين «فاجعه» پاي سر صندوقها حاضر شوند؟
5.3: آقاي موسوي از كجا مي دانند كه همه آن افرادي كه در حوزه هاي تعطيل شده موفق به دادن راي نشدند طرفدار ايشان بوده اند؟ از كجا معلوم كه بسياري از آنها قصد نداشتند به آقاي احمدي نژاد راي دهند؟ در اينجا نيز استدلال آقاي موسوي مبتني بر يك مقوله عدمي و موهوم است. شبيه همان شعار غيبي است كه اصلاح طلبان سالها مي دادند و طي استدلالي غريب مدعي بودند كه همه آنهايي كه در انتخاباتها راي نمي دهند در دلشان طرفدار اصلاح طلبان هستند!
6. همانطور كه در ارزيابي بندهاي بالا مشاهده شد آقاي موسوي هيچ استدلال محكم و قابل اعتنايي براي اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نكرده اند. بجاي چنين استدلالهايي، ايشان گاه به موارد بي ارتباط با روز انتخابات و روند شمارش آرا اشاره كرده اند، يا به مواردي كه ممكن است بي ربط نباشد اما يا صرفا در حد شك و شبه است و يا در اصل اعتراض به مواردي غير از «تقلب» است. از اين رو عجيب است كه در بند ششم نامه، ايشان مي گويد كه «علاوه بر موارد فوق» 80 مورد تخلف ديگر نيز در روز انتخابات به شوراي نگهبان اعلام شده است. در مورد اين بند نيز چند نكته گفتني است:
6.1: در اينجا ايشان ارجاع به مواردي مي دهد كه براي خواننده مبهم و مجهول است. واقعا پرسش اينجا است كه چرا ايشان لااقل چند مورد از اين تخلفات را همچون موارد ذكر شده در بندهاي بالا در متن نامه خود به شوراي نگهبان ذكر نكرده است.
6.2: بر هر آشناي با الفباي سياست و حتي هر عقل سليمي كاملا واضح و روشن است كه اگر جناب موسوي در ميان اين 80 مورد حتي يك مورد را پيدا مي كرد كه بر ملا كننده تخلفي چشمگير و افشاگر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مي بود، قاعدتا مي بايست آنرا در اين نامه، كه مهمترين متن و سند اعتراض او به اين انتخابات است، مورد اشاره قرار مي داد. نمي تون پذيرفت كه ايشان مثلا ايثار كرده اند و يا براي حفظ مصالح مملكت از بيان برخي تخلفات خودداري كرده اند! امروز خون هفت انسان پاي ادعاي «تقلب» در انتخابات ريخته شده است. طبعا آقاي موسوي كه تا اينجا جلو آمده نمي توانسته در نوشتن نامه اش ملاحظه مصلحت داشته باشد. نتيجه آنكه اين 80 مورد هم به احتمال به قريب يقين هيچ مورد قابل ملاحظه و تاثيرگذاري نبوده كه بتوان بر آن تكيه كرد و نتايج انتخابات را زير سوال برد.
7. در بند هفتم مجددا آقاي موسوي براي اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات به يك موضوع پيشا - انتخاباتي اشاره كرده است. از نظر ايشان اينكه آقاي احمدي نژاد قبل از انتخابات از پيروزي خود سخن گفته «في نفسه» دليل روشن و آشكاري است بر وجود «قصد» دستكاري در آراء. آقاي موسوي همچنين انعكاس پيشاپيش پيروزي احمدي نژاد در برخي رسانه ها را تاييدي بر اين موضوع دانسته است. در اين مورد نيز چند مطلب قابل ذكر است:
7.1: آقاي احمدي نژاد تنها كانديدايي نبودند كه در روند تبليغات انتخاباتي از پيروزي خود در انتخابات سخن گفتند. نه تنها ستاد آقاي موسوي بطور مكرر از پيروزي چشمگير ايشان خبر مي داد بلكه شخص ايشان حتي قبل از شروع شمارش آرا با اطميناني بي سابقه و منطقي شگفت اعلام كرد كه پيروز قاطع انتخابات است و هرنتيجه اي غير از اين، به معني دستكاري در انتخابات است! اگر استدلال بند هفتم ايشان درست باشد خود ايشان نيز متهم به «تقلب» هستند.
7.2: حتي اگر فرض كنيم كه سخن آقاي احمدي نژاد بيانگر «قصد» دست كاري در انتخابات بوده باشد. در چنين وضعي هر دانشجوي سال اول حقوق هم مي داند كه چنين «قصد» و يا «نيت مجرمانه اي» براي اثبات «وقوع جرم» - كه در اينجا وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است – كفايت نمي كند. در هر محكمه اي علاوه بر «نيت» مي بايست «مستندات» كافي براي محكوم كردن متهم وجود داشته باشد. به نظر مي رسد اقاي موسوي چون در ارائه اسناد و مدارك كافي براي اثبات «تقلب» دستشان خالي است به «نيت خواني» و «قضاوت داوودي» روي آورده اند.
8. در بند هشتم آقاي موسوي به «نقض ماده 40 جرائم نيروهاي مسلح» و «نقض ماده 68 قانون انتخابات» اشاره كرده اند. در مورد اول منظور ايشان «حضور نيروهاي نظامي و بسيج در انتخابات و در ميتينگ ها است»، و در مورد دوم اشاره ايشان به استفاده رييس جمهور و وزرا از امكانات دولتي براي سفر به استانها در ايام تبليغات انتخاباتي است. در اين دو مورد نيز چند مطلب قابل ذكر است:
8.1: معلوم نيست منظور ايشان از «حضور» نيروهاي نظامي در انتخابات چيست؟ روشن است كه مطلق حضور در انتخابات براي نظاميان در قانون منع نشده است. اگر منظور ايشان حضور در ستادهاي انتخاباتي و فعاليت به نفع يك كانديدا باشد كه اين قطعا ممنوع است. اما ايشان بايد براي اين ادعاي خود سند و مدرك داشته باشند. ايكاش لااقل به يك مورد از زمانها و يا مكانهايي كه چنين نيروهايي در انتخابات مداخله كرده اند اشاره مي كردند.
8.2: با توجه به اينكه ستاد آقاي موسوي از جمله ستادهايي بود كه با به كارگيري يك سردار بازنشسته به تاسيس شاخه بسيجيان اقدام نمود و رسما به عضو گيري از بسيجيان مي پرداخت، اعتراض ايشان به حضور بسيجيان در ميتينگهاي رقيب كمي عجيب به نظر مي رسد.
8.3: مجددا فرض را بر آن مي گذاريم كه ادعاي آقاي موسوي در اين بند نيز صحيح بوده و واقعا حضور نظاميان در ميتينگهاي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد رخ داده باشد. اما آيا اين مسئله دليل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مي شود؟
8.4: حتي اگر نظامياني در تبليغات انتخابات حضور يافته باشند رسيدگي به جرائم آنها بر عهده دادگاه ويژه نيروهاي مسلح است. اين «جرم» حتي در صورت وقوع ربطي به وزارت كشور و دولت - كه از نظر آقاي موسوي متهم رديف اول «تقلب گسترده» در انتخابات هستند – ندارد. شايد هم آقاي موسوي براين باور باشند كه حضور چند هزار بسيجي در يك ميتينگ انتخاباتي باعث دگرگوني 10 ميليوني درنتيجه آرا شده باشد!
8.5: اشاره آقاي موسوي به استفاده كردن دولتمردان از امكانات دولتي براي سفر به شهرستانها نيز از جنس بسياري مواردي مورد اشاره بالا است. روشن است كه در اين موضوع اگر تخلفي از قانون صورت گرفته باشد بايد به آن توسط مراجع فانوني رسيدگي شود. اما اولا اين اعتراض نيز مستلزم ارائه مستندات دقيق است و نه صرفا كلي گويي. ثانيا ربط اين مورد نيز به وجود «تقلب گسترده» در نتايج انتخابات معلوم نيست. آيا چون رييس جمهور از هواپيماي دولتي براي سفر به فلان شهرستان استفاده كرده مي توان نتيجه گرفت كه 10 ميليون راي جابجا شده است؟! ثالثا روشن نيست كه آيا منظور آقاي موسوي اين است كه رييس جمهور قانوني كشور براي سفر به شهرستان يا رفتن به ميتينگ انتخاباتي در ايام تبليغات انتخاباتي بايد از وسيله شخصي خود استفاده كند؟! آيا در انتخابات هاي گذشته رييس جمهور و وزرا براي تبليغ به شهرستانها سفر نمي كردند؟ آيا آنها با وسيله و امكانات شخصي سفر مي كردند؟
9. در حالي كه آقاي موسوي در نامه خود به شوراي نگهبان، همانطور كه در بالا مشخص شد هيچ گونه استدلال محكمه پسندي مبتني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نكرده است، ايشان در بند پاياني نامه بدون آنكه خواهان رسيدگي به موارد شك و شبهه خود شود، و يا آنكه مثلا خواستار بازشماري آرا در صندوقها شود، و يا حتي خواهان تشكيل كميته مستقل حقيقت ياب شود، درجا تقاضاي ابطال كل نتايج انتخابات را مطرح كرده است. چنين رويكردي در نوع خود بي سابقه و از نظر نگارنده بر ملا كننده حقيقت نهفته در پشت اين نامه و حرفهاي ناگفته در لابلاي سطر هاي آن است. آن حقيقت اين است كه جناب موسوي و دوستان ايشان، همچنان همان راديكالهاي سياسي و اقتصادي دهه شصت هستند. اين دوستان در دهه شصت هرگز شعار دموكراسي و آزادي نمي دانند و بلكه حتي براي نيروهاي انقلابي و منتقداني چون نويسندگان روزنامه رسالت نيز قائل به آزادي نبودند. اگر در دوراني آنها به شعار دموكراسي و آزادي روي آوردند صرفا از اين رو بود كه چنين شعارهايي از نظر سياسي به نفع آنها بود. آنچه به عنوان مطبوعات مستقل و آزاد دوران دوم خرداد از آن ياد مي شود، آيا چيزي بود جز مطبوعاتي كه توسط عوامل و بستگان مقامات دولتي، با وامهاي دولتي و كاغذ دولتي و آگهي هاي دولتي در راستاي حمايت از دولت راه افتاده بودند؟ اگر درباره «دموكرات نمايي» اين حضرات كوچكترين ترديدي داشتيم، با نوع برخورد آنها به نتايج اين انتخابات و نقش آنها در برانگيختن حوادث پسا- انتخاباتي ديگر جاي هيچ ترديدي باقي نمانده است. تن دادن به دموكراسي يعني تن دادن به شكست در انتخابات. شكافها و تناقضهاي متن آقاي موسوي برملاكننده اين واقعيت است كه ايشان در سپيدي هاي نامه اش به راي بالاي رقيب خود اذعان دارد اما از تن دادن به آن در سياهي هاي نوشته اش خودداري مي كند.
10. پرسش آخر من از جناب موسوي و همه آنهايي كه گمان مي كنند در اين انتخابات «تقلب گسترده» رخ داده است، مبتني بر جستجوي «انگيزه» چنين جرمي است. با توجه به اينكه جابجا كردن 10 ميليون راي بدون اطلاع و همكاري هيات هاي نظارت شوراي نگهبان عملا ناممكن است، بي شك كساني كه معتقد به وجود «تقلب گسترده» هستند بايد نه تنها وزارت كشور بلكه شوراي نگهبان را نيز در اين واقعه «شريك جرم» بدانند. بدين ترتيب معترضان در واقع دارند «نظام» را به تقلب در انتخابات متهم مي كنند. طبعا براي هر جرمي بايد انگيزه اي بايد وجود داشته باشد. «نظام» نيز مي بايد براي چنين «تقلب گسترده اي» انگيزه بسيار بالايي داشته باشد. اكنون پرسش اينجا است كه آن «نظامي» كه هشت سال دوران آقاي خاتمي را تحمل كرد و نه در انتخابات سال 1376 و نه در انتخابات سال 1380 چنين مداخله ايي نكرد و حتي انتخابات مجلس ششم را علي رغم عدم تاييد از سوي شوراي نگهبان و اعتراض شديد آقاي هاشمي رفسنجاني با حكم ولايي مورد تاييد قرار داد و حضور تندرو ترين عناصر دوم خرداد را در يكي از مهم ترين اركان قانوني كشور به مدت چهار سال تحمل كرد، چرا مي بايست اكنون در انتخابات اخير رياست جمهوري محتاج چنين «تقلب گسترده» اي باشد؟ مگر اين نبود كه همه كانديداهاي اين انتخابات به صراحت از تبعيت از اصول انقلاب و خط امام (ره) و جايگاه ولايت فقيه سخن گفته بوده و حتي از همراهي و هماهنگي خود با رهبري جهت رفع مشكلات قانوني سخن گفته بودند؟ مگر اين نبود كه رابطه شخصي جناب موسوي با مقام معظم رهبري تا بدانجا نزديك بود كه برخي از حاميان آقاي خاتمي همچون محمد علي ابطحي حتي آمدن موسوي به ميدان را نتيجه يك هماهنگي و برنامه ريزي در سطوح بالا مي دانستند؟ واقعا رييس جمهور چنين فردي چه خطري مي توانست براي «نظام» داشته باشد كه نياز به چنين «تقلب گسترده» باشد؟ حتي اگر به فرص محال انجام چنين تقلب 10 ميليوني را در عمل ممكن بدانيم عقلا و منطقا نمي توان هيچ دليل و انگيزه سياسي براي آن يافت. و مگر نه آنكه سالهاي سال اصلاح طلبان به مردم گفتند كه اگر مشاركت در انتخابات بالاي 70 درصد باشد امكان هرگونه تقلب در آن سلب مي شود؟ چه شده است كه امروز آنها حرف سابق خود را پس گرفته اند؟
* در انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي، جناح حامي دولت مهندس موسوي با سوار شدن بر موج تبليغاتي بر محور دوتايي «اسلام ناب – اسلام آمريكايي» كه بطور كلي توسط حضرت امام (ره) بيان شده بود، جمع كثيري از روحانيون باسابقه انقلاب را به داشتن «اسلام آمريكايي» متهم كردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانيون مبارز تازه تاسيس را بجاي فهرست جامعه روحانيت مبارز به مجلس بفرستند. در اين انتخابات كه آقاي محتشمي – رييس كنوني كميته صيانت آراء آقاي موسوي – وزير كشور و مجري انتخابات بود، گزارشهاي فراواني مبني بر تخلف در صندوقهاي راي وجود داشت. شوراي نگهبان از تاييد انتخابات خودداري كرد و به بازشماري برخي صندوقها پرداخت كه در موارد زيادي تخلف مجريان محرز شد. دولت آقاي موسوي با مراجعه به رهبر انقلاب خواستار مداخله ايشان در انتخابات و استفاده از حكم ولايي جهت تاييد انتخابات شد. با توجه به «شرايط حساس كشور» در نهايت امام راحل (ره) با صدور حكمي خواستار پايان يافتن بازشماري آراء شده و پرونده رسيدگي قانوني شوراي نگهبان به تخلفات انتخاباتي مختومه شد. بدنبال حكم حضرت امام (ره)، آيت الله صافي گلپايگاني دبير وقت شوراي نگهبان كه امروز از مراجع تقليد هستند از مقام خود استعفا داده و به قم مراجعت نمودند. اينكه امروز آقاي موسوي در اعتراض به نتيجه انتخابات به مراجعي چون آيت الله صافي نامه مي نويسد اما پاسخي نمي شنود، شايد چندان بي نكته نباشد.
ادامه مطلب
به گزارش رویترز، اوباما روز دوشنبه به شدت از مسایل مربوط به انتخابات اخير رياست جمهوري در ايران ابراز نگراني كرد.
اوباما پس از ديدار با سيلويو برلوسكني نخست وزير ايتاليا به خبرنگاران گفت: به پيگيري گفتگوي مستقيم با ايران ادامه خواهد داد با اين حال درباره تخلفات احتمالي صورت گرفته در انتخابات ايران بايد تحقیقات صورت گیرد.
وي افزود، جهان از تظاهرات اخير در ايران كه در اعتراض به اعلام پيروزي محمود احمدي نژاد رييس جمهور ايران برگزار شد روحيه گرفته است.
ادامه مطلب
۸۵درصد مشارکت مردمی
۲۴ملیون رای احمدی نژاد
کروبی ۱درصد هم رای نیاورد
برهمه عاشقان میهن و ایران اسلامی این پیروزی بزرگ را تبریک میگم.
ادامه مطلب
به گزارش خبرگزاري فارس، ميزان مشاركت مردم در انتخابات رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي به عنوان دو ركن تعيين كننده نظام جمهوري اسلامي ايران همواره در طي سي ساله اخير با آگاهي و هوشياري ملت شريف ايران شاهد حضوري ممتاز و بي نظير و دشمن شكن بوده است.
مشاركت سياسي مردم در انتخابات كه ميزان مردم سالاري ديني، جمهوريت نظام و توسعه سياسي را نشان مي دهد، در دهمين دوره از انتخابات رياست جمهوري به بالاترين رقم در تمامي انتخاباتهاي كشور رسيده است، اين در حالي است كه كمترين ميزان مشاركت به ميزان 50 درصد در انتخابات ششمين دوره رياست جمهوري در دولت هاشمي رفسنجاني ثبت شده است.
در ذيل آمار مربوط به ميزان مشاركت مردم ايران اسلامي در انتخابات دورههاي متعدد خصوصا رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي آمده است:
انتخابات همه پرسي تغيير رژيم.... 10 و 11 فروردين 58 .... ميزان مشاركت: 98 درصد
انتخابات خبرگان بررسي نهايي قانون اساسي.... 12 مرداد 58.... ميزان مشاركت: 51.71 درصد
انتخابات همه پرسي تائيد قانون اساسي.... 11 و 12 آذر 58.... ميزان مشاركت: 75.23 درصد
انتخابات اولين دوره رياست جمهوري.... 5 بهمن 58.... ميزان مشاركت: 67.42 درصد
انتخابات دومين دوره رياست جمهوري.... 2 مرداد 60.... ميزان مشاركت:64.24 درصد
انتخابات سومين دوره رياست جمهوري... 10 مهر 60.... ميزان مشاركت:74.26 درصد
انتخابات دومين دوره مجلس شوراي اسلامي....26 فروردين 63.... ميزان مشاركت:64.64 درصد
انتخابات چهارمين دوره رياست جمهوري.... 25 مرداد64.... ميزان مشاركت: 54.78 درصد
انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي.... 19 فروردين 67.... ميزان مشاركت:59.72 درصد
انتخابات پنجمين دوره رياست جمهوري.... 6 مرداد 68.... ميزان مشاركت:54.59 درصد
انتخابات همه پرسي بازنگري قانون اساسي....6 مرداد 68.... ميزان مشاركت: 54.51 درصد
انتخابات چهارمين دوره مجلس شوراي اسلامي....21 فروردين 71.... ميزان مشاركت: 57.81 درصد
انتخابات ششمين دوره رياست جمهوري....21 خرداد 72.... ميزان مشاركت: 50.66 درصد
انتخابات پنجمين دوره مجلس شوراي اسلامي....18 اسفند 74.... ميزان مشاركت:71.10 درصد
انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري.... 2 خرداد 76.... ميزان مشاركت:79.93 درصد
انتخابات اولين شوراهاي اسلامي كشور.... 7 اسفند 77.... ميزان مشاركت:64.42 درصد
انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي....29 بهمن 78.... ميزان مشاركت:67.35 درصد
انتخابات هشتمين دوره رياست جمهوري....18 خرداد 80.... ميزان مشاركت:66.59 درصد
انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي....1 اسفند 82.... ميزان مشاركت:51.21 درصد
انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري(مرحله اول)....27 خرداد 84.... ميزان مشاركت:62.84 درصد
انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري(مرحله دوم).... 3 تير 84.... ميزان مشاركت:59.76 درصد
انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري.... 22 خرداد 88.... ميزان مشاركت: 85 درصد
ادامه مطلب
وي اضافه كرد: از ده سال به اين طرف، من ديگر در دستگاه قضايي نبودم. اين انتساب براي 10 سال پيش است. در زندگي هم مي دانيم و تاريخ نشان ميدهد خيلي حوادث مختلف پيش ميآيد. بنابراين بايد مشخص شود كه اين جمله مال الان نيست و نبايد الان مورد استناد قرار گيرد.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم يادآور درباره برخي تعابير در نامه هاشمي مبني بر آتشفشان هاي سوزان و اجتماعات خياباني شد: مردم ما به راحتي ميتوانند قضاوت كنند. وقتي مقام معظم رهبري در آخرين سخنرانيشان در روز 14 خرداد در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خميني (ره) با صراحت همه مردم را به شركت در انتخابات دعوت كردند و امر به خودداري از درگيري و برخوردها فرمودند و تصريح كردند كه اگر جايي كساني دنبال ايجاد درگيري هستند يا خائن يا غافل هستند، ديگر چه عبارتي بالاتر از اين است؟
وي اظهار داشت: اين عبارت خيلي مفهوم دارد. مردم ما از اين عبارات به راحتي ميتوانند بفهمند كه منظور چيست؟ بنابراين هر كس در جريان انتخابات به عنوان تبليغات انتخاباتي بخواهد در هر گوشه مملكت تشنجي با هر درجهاي ايجاد كند، به تعبير مقام معظم رهبري يا خائن است و يا غافل.
آيت الله شيخ محمد يزدي اظهار داشت: معلوم است كه اين صلاح مملكت نيست و به نظر ما هيچ آتشفشاني هم وجود ندارد. جواناني طرفدار اين طرف و يا آن طرف هستند، يك شعاري هم ميدهند. اما به معني اينكه آتشفشاني وجود داشته باشد، من اين مسئله را احساس نميكنم. اما اگر ايشان احساس ميكنند خودشان ميدانند.
وي افزود: من در صدد پاسخگويي به حرفهاي ايشان و نامه ايشان نيستم. من به طور كلي ميتوانم بگويم كه كشور رهبر دارد، مسئول كشور رهبر است و مسلما مردم و همه علما ، روحانيت و مسئولان نظام به رهبري ايشان اعتقاد داشته و جملگي تابع فرامين و منويات ايشان هستند.
وي يادآور شد: آقاي هاشمي رفسنجاني مسئوليت مجمع تشخيص مصلحت را دارند و سمتي به عنوان رهبري ندارند. رهبر كشور مسئول كل كشور است و امنيت كشور به عهده ايشان است. آرامش كشور به عهده ايشان است. ايشان دستورات لازم را صادر فرمودهاند و ميفرمايند: اگر كسي هم خلافي كرده يا خلافي كند، در جاي خود تذكرات لازم را به او ميدهند.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم يادآور شد: مقام معظم رهبري اقدامات لازم را انجام ميدهند. ايشان در جريان انتخابات براي پيشگيري از هرگونه التهاب و درگيري به صراحت دستوراتي به مقتضاي رهبريشان داده اند. اجراي آنچه ايشان فرموده اند، وظيفه همه ماست و ديگر ما نبايد در اين جريانات تابع آنچه در برخي كشورهاي خارجي و جاهاي ديگر ميگذرد كه در ايام انتخابات درگيري، زد و خورد و كشت و كشتار به راه مي اندازند، باشيم.
وي گفت: مردم ما هر سال يك انتخابات برگزار كرده اند كه همه اين انتخاب ها با آرامش و صحت و سلامت برگزار شده است. مقام معظم رهبري چندي پيش هم راجع به اظهارات برخي افراد كه انتخابات گذشته را خلاف دانسته بودند، تصريح كردند؛ انتخابات با صحت و سلامت برگزار شده است.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفت:من هم به عنوان عضو شوراي نگهبان عرض ميكنم شوراي نگهبان ناظر است، بر اساس وظيفه شرعي خود و وظيفه قانوني خود حاضر در انتخابات است و نظارت كامل خواهد داشت. اگر شورا تخلفي ببيند اين تخلف را به قوه قضائيه منعكس ميكند و قوه قضائيه مسئوليت دارد و رسيدگي ميكند. ما نبايد بدون جهت جو را ملتهب كنيم.
وي يادآور شد: فرض كنيد كسي هم جملهاي گفته است و نميبايست ميگفت، پيگيري آن روال قانوني دارد. معمولا شكايت ميكنند و شكايت به دستگاه قضايي ميرود؛ دستگاه قضايي هم رسيدگي ميكند و آنچه كه تكليف است انجام ميدهد. به هر حال تصور من اين است در حال حاضر هر نوع تشديد التهاب در جامعه مقابله و مخالفت با نظام و اهداف مقدس آن است.
در كل به هر حال من آنچه كه بايد عرض كنم همين است كه به حمدالله كشور رهبر دارد و رهبر هم به حمدالله امامگونه عمل كردند و در تاريخ پس از رحلت حضرت امام در طول اين 20 ساله رهبر عظيمالشان امام گونه عمل كردند. ملت ما كاملا تشخيص ميدهند و بحرانهايي كه در طول اين مدت كشور پشت سر گذاشته با هدايت و رهبري مقام معظم رهبري گذاشته است.
عضو فقهاي شوراي نگهبان تاكيد كرد: مردم ما در سايه تدين و وحدتشان پشت سر مقام معظم رهبري هستند. تعابيري كه موجب تفكيك جامعه و تفرقه جامعه شود به نظر من اين تعابير مصلحت نظام و انقلاب نيست. حالا به هر حال آقاي هاشمي نامه را خطاب به رهبري نوشته اند و ايشان آنچه كه به نظر شريفشان باشد اقدام خواهند فرمود.
آيت الله شيخ محمد يزدي تاكيد كرد: در كل، آنچه كه آدم ميفهمد، مردم كشور ما رشد سياسي خودشان را يافتهاند و تشخيص خودشان را دادهاند و ايشان را رهبر، مدير، مدبر و واجد همه شرايط ميدانند و پشت سر رهبري خودشان هم حركت ميكنند.
وي در پاسخ به اين سئوال كه هاشمي در نامه اش خطاب به مقام معظم رهبري نوشته است كه «براي رفع فتنه هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هر گونه كه صلاح مي دانيد اقدام موثري بنماييد»گفت: ما چيزي به عنوان آتش و دود و اين چيزها نميفهميم. مگر خداي ناكرده كساني بخواهند فتنهاي برپا كنند. فتنه بر پا كردن غير از اين است كه انسان بخواهد تبليغ فتنه بكند.
وي اظهار داشت: در هر صورت مطالبي كه من عرض كردم از روي دلسوزي و احساس تكليف بود.
آيت الله شيخ محمد يزدي رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم در پايان گفت: انشاءالله مردم در جمعه 22 خرداد 88 در انتخابات شركت خواهند كرد و همانگونه كه مقام معظم رهبري فرمودهاند، هر كس به كسي كه تشخيص داده راي خواهد داد و كشور به راحتي و خوبي اداره خواهد شد.
انتهاي پيام/
ادامه مطلب
به گزارش رجانیوز، سایت آینده نزدیک به آقازادههای هاشمی رفسنجانی در مقدمهای که برای این نامه نوشته، پس از ذکر سوابق وی آورده است: آيتالله هاشمي رفسنجاني تصميم گرفتهاند پاسخ به اتهامات رئيس جمهور را به مقاممعظم رهبري و از طريق معظمله به مردم شريف ايران بدهند.
حجتالاسلام رفسنجانی در این نامه، دکتر احمدینژاد را با منافقین، بنیصدر و گروهکهای ضدانقلاب مقایسه کرده و در جای جای این نامه از تعابیر سخیفی علیه رئیسجمهور استفاده کرده است.
هاشمی رفسنجانی در این نامه همچنین به طور بیسابقهای تهدید به آشوب خیابانی کرده است و مینویسد: با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بيشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونههاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده ميكنيم.
مشخص نیست چرا آقای رفسنجانی در مقابل اوج گرفتن سونامی احمدینژاد در استانها و استقبالهای بینظیر از دکتر احمدینژاد، به جای پاسخگویی در زمینه ابهامات موجود درخصوص خاندان خود، درصدد تهدید فضای انتخابات برآمده و به جای پیگیری هرگونه ادعای خود از طریق مراجع قضایی به دنبال هزینه کردن از رهبری است؟
لیست اتهامات مطرح شده از سوی هاشمی خطاب به دکتر احمدینژاد به شرح زیر است:
وی در این نامه اظهارات دکتر احمدینژاد را عاري از حقيقت و غيرمسئولانه و یادآور اظهارات و اقدامات منافقان و گروهكهاي ضدانقلاب در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و نيز تهمتزدنها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجنپراكنيهاي باند پاليزدار خوانده است.
رفسنجانی در ادامه رئیس جمهور را متهم کرده است که مسائل بیان شده از سوی وی در مناظره براي تحتالشعاع قرادادن گزارشهاي مستند و مكرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار و ارتكاب چند هزار تخلف در اجراي بودجهها بوده است.
وی همچنین سخنان دکتر احمدینژاد را دروغپردازي و خلافگويی خوانده است كه برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلاميمان را نشانه گرفته بود.
صحنهگردان اصلی جریان مقابل اجمدینژاد در ادامه رئیسجمهور را به زير سئوال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت متهم کرده است.
وی همچنین با تهمت خواندن اظهارات رئیسجمهور، خطاب به رهبر انقلاب ادعا کرده نقطه قابل توجه در اين تهمتها اين است كه غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و جنابعالي كه هادي دولتها بودهايد و با اظهارات صريح، مديريتها را مورد تأييد و تحسين قراردادهايد، نشانه گرفته است.
هاشمی رفسنجانی در ادامه اقدام به مقایسهای زشت میان منافقین و بنیصدر با دکتر احمدینژاد کرده و با یادآوری ماجرای 14 اسفند 59، مینویسد: اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بنيصدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم.
وی همچنین با ادعای اینکه در اظهارات رئیسجمهور خلافگوييهاي فراواني وجود داشته، میافزاید: ادعاي كذب تماس تلفني من با يكي از سران عرب و ادعاي كارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زيرسئوال بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد كردم با صراحت اتهامهاي نادرست را پس بگيرد كه نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانوادههايي كه ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفتهاند، نباشد.
هاشمی در بخش دیگری از نامه منتقدان خود را اراذل و اوباش نامیده و مینویسد: اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جنابعالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضدانقلاب بودهايم و هميشه صبورانه تهمتها و اهانتها را پشت سر گذاشتهايم و در دور جديد تهمتها و هجمهها هم از حدود 5 سال پيش تاكنون دندان روي جگر دارم.
وی با تهدید به اینکه در موقع مناسب، انحرافات و حقكشيهاي ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت، میافزاید: اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديدههاي زشت و گناهآالودي مثل تهمت ها؛ دروغها و خلافگوييهاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلفهاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاقشكن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه ميتوانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟
اما شاید نقطه اوج این نامه، تهدید غیرمستقیم هاشمی به آشوبهای خیابانی است که وی مینویسد: با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بيشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونههاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده ميكنيم.
ادامه مطلب
ضريب جيني
الف) نمودار ارائه شده توسط آقاي موسوي در مناظره با آقاي کروبي به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدي نژاد با نموداري که احمدي نژاد در مناظره با آقاي کروبي ارائه کرده تفاوت دارد:
نمودار ارائه شده توسط موسوي از سه لحاظ با نمودار ارائه شده توسط احمدي نژاد تفاوت دارد:

1- تعداد سال هاي ارائه شده
2- محل ترانکيت(معمولا در نمايش ضريب جيني براي نشان دادن تفاوت هاي کوچک که غالبا در حد چند ده هزارم درصد است از روش ترانکيت(Truncate) استفاده مي کنند. در واقع هر دو نمودار احمدي نژاد و موسوي ترانکيت شده است تا تفاوت اندک ميان ضريب جيني سال هاي مختلف براي بيننده قابل درک باشد اما در نمودار آقاي موسوي از مبدا ديگري به غير از مبدا استفاده شده توسط احمدي نژاد استفاده گرديده بود.) نمودار احمدي نژاد از نمودار اداعايي موسوي پايين تر است. به طوري که مبدا محور Yدر نمودار احمدي نژاد عدد 0.36 و در نمودار موسوي 0.38 مي باشد. به همين دليل اختلاف بين ميله ها در نمودار مربوط به موسوي بسيار بيشتر به نظر مي رسد.
3- حداکثر مقدار ممکن در محور Y در اين دو نمودار با يکديگر تفاوت داشته و اين عامل نيز به بيشتر به نظر رسيدن اختلاف بين ميله ها مي انجامد.
ب) حال فرض مي کنيم که موسوي مي خواسته تنها بر سال هاي دولت احمدي نژاد تمرکز کند. از اين رو مي توان تصور کرد که نمودار ادعايي وي از نظر شکلي و سال هاي بررسي با نمودار آقاي احمدي نژاد تفاوت داشته باشد. اما مشکل اينجاست که نموداري که آقاي موسوي آن را نمودار احمدي نژاد مي داند از آمار رسمي ضريب جيني سال هاي 83، 84، 85 و 87 استفاده کرده، در حالي که عنوان سال هاي نمودار را به صورت نادرستي به ترتيب 84، 85، 86 و 87 ذکر کرده است.
ضريب جيني در سالهاي مختلف طبق اعلام بانک مرکزي به شرح ذيل بوده است:
![]()
با توجه به نموداري که آقاي موسوي به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدي نژاد عنوان کرده است قابل مشاهده است که براي سال 1384 ضريب جيني0،3996 ذکر گرديده که در واقع ضريب جيني سال 1383 مي باشد. همينطور براي سال 1385 ضريب جيني0،4023 نوشته شده که در واقع ضريب جيني سال 1384 بوده است. همچنين براي سال 1386 از ضريب جيني اعلام شده توسط بانک مرکزي در سال 1385 يعني عدد0،4004 استفاده شده است. در اين نمودار براي سال 1387 از ضريب جيني اعلام شده توسط آقاي احمدي نژاد براي سال 1387 يعين عدد0،3897 استفاده گرديده است. همچنين همانطور که در بند 2 بخش الف اشاره گرديد نمودار ضريب جيني ادعايي آقاي موسوي در عدد0،38 ترانکيت گرديده است.
![]()
ولي نموداري که آقاي موسوي حقيقت ضريب جيني کشور مي نامد ايشان ضريب جيني سال 1386 را به عنوان ضريب جيني سال 1387، ضريب جيني سال 1385 را به عنوان ضريب جيني سال 1386، ضريب جيني سال 1384 را به عنوان ضريب جيني سال 1385 و بالاخره ضريب جيني سال 1383 را به عنوان ضريب جيني سال 1384 معرفي کرده است. همچنين ترانکيت اين نمودار در عدد ديگري يعني0،397 قرار داده شده و تفاوت قابل توجهي ميان حداکثر ممکن در محور Y اين دو نمودار وجود دارد. اين دو عامل باعث گرديده است که حتي تطابق بصري سال هاي مشابه اين دو نمودار نيز غير ممکن گردد.
از اين رو تفاوت هاي ميان نمودار ادعايي ايشان به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدي نژاد و نمودار ادعايي به عنوان نمودار واقعي جامعه بسيار زياد بوده و به هيچ وجه شباهتي ميان آن ها ديده نمي شود. اين عدم شباهت به دليل يکسان نبودن مقياس هاي سنجش آن ها و همچنين نادرست و متفاوت بودن ضريب جيني مربوط به هر سال در اين دو نمودار مي باشد.
![]()
نموداري که آقاي موسوي مدعي شده احمدي نژاد شبيه آن را نشان داده است (سمت راست) و نموداري که ايشان مدعي است که نمودار واقعي ضريب جيني کشور مي باشد (سمت چپ)
ادامه مطلب
شبکه ایران: پس از آنکه محمود احمدینژاد در مناظره تاریخی خود با میرحسین موسوی با اشاره به اسامی برخی از چهرههای سیاسی روحانی، از ابعاد مافیای قدرت و ثروت پرده برداشت، اقدامات جدی برای فشار بر نهادهای روحانی با هدف انصراف از حمایت از احمدینژاد در انتخابات آینده بوجود شکل گرفت.
بنا بر این گزارش آیت الله مهدوی کنی و آیت الله محمد یزدی به عنوان دبیران دو تشکل اصلی روحانی در کشور، اصلی ترین هدف این فشارها بودهاند به گونهای که پس از حمایت این دو چهره روحانی از کاندیداتوری احمدینژاد و به دنبال افشاگریهای وی، توسط محافل نزدیک به مافیای قدرت و ثروت، بارها با تهدید از این دو روحانی برجسته خواسته شده است تا از حمایت خود انصراف دهند.
اما در حالی که رفت و آمدهای سیاسی به دفاتر متنفذین این دو تشکل روحانی بسیار بالا گرفته، آیت الله محمد یزدی که پیش از این دوبار در کنفرانسهای مطبوعاتی به صراحت از کاندیداتوری احمدینژاد حمایت کرده بود، یکشنبه با امضاء بیانیهای، مجدداً حمایت خود از محمود احمدی نژاد را اعلام کرد.
در این بیانیه که به امضای مدرسین و اساتید اصلی و برجسته حوزه علیمه قم رسیده، آمده است: "ما جمعی از اساتید حوزه علمیه قم با توجه به جایگاه ممتاز وتاثیرگذار رییس جمهور در اداره کشور و با عنایت به تعیین ملاکهای اصلح در سخنان صریح رهبر معظم انقلاب، یعنی پایبندی به ارزشهای اسلامی و انقلابی، مردمی بودن، صمیمیت با مردم، سادهزیستی و پرهیز از اشرافیگری، قاطعیت، تسلیم ناپذیری در مقابل دشمن و استکبارستیزی، حمایت خود را از محمود احمدینژاد به عنوان نامزد اصلح ریاست جمهوری اعلام میداریم."
اساتید و مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه بیانیه خود آوردهاند: "بر این باوریم که ویژگیهای احمدینژاد در پایبندی به اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی، ولایتپذیری، شجاعت و قاطعیت، خستگی ناپذیری، سادهزیستی و پرهیز از تجملگرایی، مبارزه با فساد، روحیه تحولگرایی و نوآوری و استکبارستیزی، همچنان زمینه پیشرفتهای غرورآفرین همراه با عدالت و عزت و سربلندی ملت ایران را در سطح بینالملل فراهم خواهد آورد."
این بیانیه به غیر از آیت الله محمد یزدی دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به تایید مدرسین دیگر این حوزه از جمله: حضرات آیات و حجج اسلام عبدالله خائفی، علی نیری همدانی، محمود عبدالهی ،حسن ممدوحی ،غلامرضا فیاضی ،علیرضا اسلامیان ،محمدرضا آشتیانی ،علی مومن ،علی عباسی ،مرتضی آقاتهرانی ،عبدالکریم فرحانی ،محمود رجبی ،محمدرضا فاکر ،اکبر میرسپاه ،سید محمد حسینینژاد ،سید محمود ،هشتینژاد ،سید محمد طباطبایی ،سید مصطفی موسوی اصفهانی ،سید مهدی شیرازی ،جعفر انواری ،محمد علی زاده ،غلامعلی عزیزی ،سید صادق موسوینسب ،احمد حسین شریفی ،احمد محمدی احمدآبادی ،محمدرضا جباری ،احمد طاهری ،محمد دولتخواه ،غلامعلی عزیزی ،محمد مهدی نادری ،سید احمد رهنمایی،عسگری سلیمانی ،عبدالرسول عبودیت ،احمد ابوترابی ،محمد باقر ملکیان ،اسدالله جمشیدی ،علی حسینزاده ،رحیم نارویی ،حمید آریان ،عباسعلی شاملی ،جعفر انصاری ،علی مصباح ،محمد فنایی ،مجتبی مصباح ،اکبر راشدی نیا ،مرتضی الیاسی ،ابوالفضل ساجدی ،علی جابری ،محمد تقی نوروزی ،محمد حسین مطیعی ،محمد رضا احمدی ،ابوالقاسم شبیری ،علیرضا کرمانی ،مصطفی کریمی ،سید اکبر حسینی ،رضا برنجکار ،هادی حسین خانی ،حسین کوهساری ،حسن رضایی ،محمد علی عبدالهی ،سید ابوالفضل حسنی ،عباس رسول زاده ،مهدی رجایی ،نعمتالله پناهی ،محمد جمال خلیلیان ،محمود دهقانی ،محمد جواد محقق ،سید محمدکاظم رجایی ،سید عبدالحمید ثابت ،علی ثقفی ،غلامحسین محرمی ،علیرضا موفق ،سعید داوری ،عبدالحسین خسروپناه ،محمدباقرپور امینی ،علی معصومی ،محمدی علی اسدی نسب ،علی همت بناری ،حسین عبدالمحمدی ،علی زینتی ،محمدباقر گرجیان نیز رسیده است.
ادامه مطلب
به گزارش ايسنا، باتوجه به اظهار نظر بعضي از كانديداهاي رياست جمهوري در خصوص ستاره دار كردن دانشجويان در آزمون كارشناسي ارشد ، روابط عمومي سازمان سنجش در اطلاعيهاي اعلام كرد:« درج علامت ستاره يا كد گزينش در كنار اسامي در ليست ارسالي به دانشگاهها يك روال جاري بوده كه آمار آن بترتيب در سالهاي گذشته بصورت زير ميباشد:
سال 1378 :551 نفر
سال 1379: 628 نفر
سال 1380: 566 نفر
سال 1381: 1069 نفر
سال 1382: 2584 نفر
سال 1383: 27 نفر
سال 1384: 200 نفر
سال 1385: 224 نفر
لازم بذكر است كه علامت ستاره يا كد گزينش به اين معني بوده است كه، داوطلبان داراي سوابق انضباطي و يا نقص پرونده در هنگام ثبت نام در دانشگاه محل قبولي ميبايست نسبت به تكميل مدارك و يا رفع شبهات موجود اقدام ميكردند.
همچنين براي آگاهي عموم مردم به اطلاع مي رساند كه در سال 1385 به روش سالهاي قبل اين عمل اتفاق افتاد كه با دستور وزير علوم همه افراد كه علامت ستاره در كنار نام آنها درج شده بود بدون هيچ قيد و شرطي وارد دانشگاه شدند و براي سالهاي بعد اين روش بطور كلي كنار گذاشته شده است».
ادامه مطلب

اشك ريختن يك سياستمدار ارشد در فيلم تبليغاتي – انتخاباتي مقابل دوربينهاي تلويزيوني و زير نور پروژكتورهاي استوديو در فضاي انتخابات رياست جمهوري كشورمان، امري بيسابقه نيست. آقاي خاتمي در انتخابات سال 80 در فيلم تبليغاتي شان با خواندن شعر «استاده ام چو شمع مترسان زآتشم ...» ، در مقام رياست جمهوري فعلي و نامزد دور آتي انتخابات ، گريه كردند. آقاي قاليباف نيز در بهار 84 در مقام نامزد احتمالي رياست جمهوري در برنامه صندلي داغ با ذكر خاطرهاي از شهادت برادرش به هق هق افتاد و به پهناي صورت اشك ريخت. برنامهاي كه CDآن بعدها از سوي ستاد انتخاباتي آقاي قاليباف تكثير و توزيع ميشد.
هر چند گريه سياستمداران ارشد و نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري در كشورما بيسابقه نيست، اما آنچه گريههاي آقاي غلامحسين كرباسچي را از دو گريه ديگر متمايز ميكند، «موضوع گريه» ايشان است. آقاي خاتمي ظاهرا بخاطر محبت اطرافيان و اصرار آنها بر ماندن در صحنه ونامزدي مجدد در سال1380 به گريه افتادند. آقاي قاليباف به ياد شهادت مظلومانه برادرشان به گريه افتادند اما آقاي غلامحسين كرباسچي (شهردار اسبق تهران و دبير كل حزب كارگزاران سازندگي) بخاطر وضعيت زندگي و سختي معيشت فقرا به گريه افتاد.
شايد اگر كسي با سابقه عملكرد آقاي كرباسچي در دهه 70 و نيز مانيفست و خط فكري كارگزاران سازندگي آشنا نباشد، گريه كردن ايشان مقابل دوربين و زير نور پروژكتورها به ياد فشار معيشتي فقرا را چندان كار بدي تلقي نكند و چه بسا كاري پسنديده بشمارد. اما براي قضاوت درباره گريه آقاي كرباسچي آن هم به بهانه وضعيت فقرا، طرح سوالاتي از ايشان و اطرافيانشان ضروري است:
1 – در فيلم تبليغاتي آقاي كروبي آقاي كرباسچي با لحني بغض آلود و صورتي خيس از اشك گفتند: «فقر فقط براي حاكمان پسنديده است». اين جملهاي درست و مبتني بر سيره ائمه و روايات معصومين عليهم السلام است. اما آيا خود ايشان و اطرافيانشان به اين جمله اعتقاد دارند و به آن عمل ميكنند؟ آيا ايشان مدير و بازوي اجرايي رييس جمهوري نبودند كه بعد از جنگ علنا و رسما از «مانور تجمل» توسط مسوولان دفاع ميكرد؟ آيا آقاي كرباسچي همان شهرداري نبودند كه در زمان تصدي شهرداري در ويلايي بزرگ در شماليترين نقطه تهران (مجاور پارك جمشيديه) زندگي ميكرد؟ آيا اشرافيگري مسئولان از زمان صدارت كارگزاران سازندگي باب نشد؟
2 – آيا آقاي كرباسچي همان شهرداري نبودند كه در ابتداي تصدي اين سمت، نسبت به زندگي فقرا در تهران اعتراض داشتند و ميگفتند خانوادههاي با درآمد كمتر از حدي مشخص ، نبايد در تهران زندگي كنند؟
3 – آقاي كرباسچي دبير كل حزبي نيستند كه علنا و رسما مشرب ليبراليسم را پذيرفته است. آيا روزنامه كارگزاران كه به مديريت ايشان منتشر ميشد، سخنگو و مروج ايدهها و سياستهاي ليبرال سرمايه داري نبود. آيا آقاي كرباسچي خبر ندارند كه بنياديترين و متمايزترين موضوع در نظام ليبرال سرمايهداري، تمركز بر رشد اقتصادي و بيتوجهي به عدالت است؟ آيا آقاي كرباسچي نميدانند مرام حزبي ايشان از نظر اقتصادي ميگويد «دولت نبايد به فقرا كمك كند چرا كه با اين كار، مخالف عدالت گام برداشته چون بايد ماليات ثروتمندان كه كار مي كنند و ماليات مي دهند را به جيب عدهاي ضعيف و تنپرور بريزد... دولت بايد اجازه دهد دست طبيعت بطور عادي نسل ضعفا را محو كند» آيا آقاي كرباسچي از اين آموزههاي الگوي فكري حزبشان بياطلاعند؟ آيا آقاي كرباسچي اخيرا طرفدار فقرا شدهاند؟
اشك ريختن دبيركل كارگزاران سازندگي براي فقرا در يك فيلم تبليغاتي قاعدتا نمي تواند خواص و اقشار تحصيل كرده را تحت تاثير قرار دهد ولي اگر آقاي كرباسچي با هدف تحت تاثير قراردادن عوام الناس چنين كاري كرده اند، بايد گفت در مكتب ماكياول –هدف وسيله را توجيه مي كند- خوب امتحان پس دادند...
ادامه مطلب
به گزارش فارس، زهرا رهنورد همسر ميرحسين موسوي در حاشيه هفتمين كنگره حزب جوانان ايراني اسلامي در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه حضور مردم در انتخابات را چگونه ارزيابي مي كنيد گفت: مردم ما در اين انتخابات شركت ميكنند چرا كه ميخواهند سرنوشت خودشان را خودشان تعيين كنند و اگر مردم همه در انتخابات شركت نكنند، انتخاباتي مثل دوره نهم خواهيم داشت كه يك انتخابات محدود بود.
وي افزود: براي اينكه يك انتخابات متفاوت با دروه قبل داشته باشيم همه مردم بايد حضور داشته باشند.
همسر كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با طرح سوالي مبني بر اينكه با پيروزي موسوي در انتخابات ، چه اتفاقي خواهد افتاد تصريح كرد: با پيروزي ميرحسين موسوي در انتخابات ما شاهد پيشرفت اقتصادي، استقلال اقتصادي، سپردن امور كشور به دست مردم، ايجاد دولت حداكثري نه حداقلي، ايجاد آزادي بيان و انديشه، دولتي متكي به جوانان خواهيم داشت.
رهنورد در خصوص برنامههاي ميرحسين موسوي در صورت پيروزي در انتخابات گفت: همچنين اگر در انتخابات پيروز شويم گشتهاي امنيتي را از دانشگاهها و زنداني هاي سياسي را برخواهيم داشت و براي زنان و جوانان تبعيض را رفع ميكنيم.
وي ادامه داد: همچنين از ماجراجوييهاي سياسي دست ميكشيم و با قرار گرفتن تعامل خوب بينالمللي با توجه به منافع ملي پيش خواهيم رفت و براي حضور زنان در قوه مجريه، مجلس و قوه قضائيه لوايحي را ارائه خواهيم داد.
همسر ميرحسين موسوي كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري تاكيد كرد: من به عنوان فعال ترين تئوريسين براي زنان خواهم بود.
رهنورد در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه ميرحسين موسوي قبلا دو شرط براي حضور در انتخابات داشت و اكنون شرطي براي حضور نداشته كه دليل آن چه چيزي است گفت: در آن موقع شرايط حساس نبود ولي شرايط امروز بسيار حساس است و وضع تغيير كرده است.
ادامه مطلب
به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس از اصفهان، محمدرضا باهنر دبيركل جامعه اسلامي مهندسين كه پيش از ظهر امروز در نشست جامعه اسلامي مهندسين استان اصفهان سخن ميگفت در ادامه سخنانش قدرت، صلابت، اميدواري، شجاعت، طراوت، پايبندي به ارزشهاي انقلاب را لازمه كار رئيس جمهور آينده دانست و افزود: ما به اين جمعبندي رسيديم كه بايد زمينه ادامه خدمت دولت آقاي احمدي نژاد را فراهم كرده و در اين رابطه تلاش كنيم.
وي با تأكيد بر اينكه هر 4 كانديداي مورد تأكيد شوراي نگهبان مورد احترام هستند ادامه داد: هرچند ممكن است به برخي از آنها نقد و حرف جدي هم داشته باشيم، اما نبايد فضا را به فضاي جنگ بين اسلام و كفر تبديل كنيم.
باهنر با تاكيد بر اينكه دو قطبي كردن انتخابات را مفيد نميدانم اضافه كرد: شايد دل برخيها از تخريبهايي كه نسبت به دولت صورت ميگيرد خنك شود اما مطمئن باشند كه نتيجه دلخواه آنها را به دنبال نخواهند داشت.
نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي با اشاره به برخي گلايههايي كه از ستادهاي مردمي و خودجوش احمدينژاد صورت ميگيرد خاطرنشان كرد: الان زمان اين حرفها نيست و هر كس بايد به اندازه توانش به اين ستادها كمك بكند.
باهنر در پاسخ به اين سئوال كه براي مشكل تورم چه چارهاي انديشيدهايد تصريح كرد: بخشي از تورم وارداتي است بخشي ناشي از مشكلات ساختاري و بخشي ناشي از سياستهاست كه بايد منصفانه سهم هر بخش را قبول كنيم نه اينكه همه را وارداتي دانسته يا برعكس همه را ناشي از سياستهاي دولت بدانيم.
دبيركل جامعه اسلامي مهندسين با تاكيد بر اينكه خيلي نگراني از تورم سنگين در آينده نداريم اظهار داشت: نگراني فعلي بيشتر از ركود است لذا بايد سياستهاي مالي و پولي به سمت مقابله با ركود ساماندهي شود.
نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به اين سئوال كه نظر شما درباره حذف برخي از شوراها از سوي دولت چيست اظهار داشت: دولت به اين نتيجه رسيد كه يك سري از شوراها از جمله شوراي پول و اعتبار بايد حذف شود، اما ما در مجلس قانون تصويب كرديم و در مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز تائيد شد.
باهنر با بيان اينكه در اجراي دقيق قوانين مصوب مجلس پافشاري داريم عنوان كرد: ممكن است قانون اشتباهاتي را هم داشته باشد كه حل آن اصلاح قانون است نه نقد قانون.
سئوال ديگر اين در مورد انتقادناپذير بودن دولت، تغييرهاي مكرر در دولت و عدم عنايت اصولگرايان مجلس از دولت پرسيده شد كه باهنر در اين رابطه اظهار داشت: همه اين نكاتي كه گفتيد نسبي است، اما در مجموع فكر ميكنم اگر هر نهاد و شخصيتي در كشور به چارچوب اختياراتش در قانون اساسي و ساير قوانين قانع باشد مشكلي پيش نميآيد.
نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي در اين رابطه اضافه كرد: خوشبختانه تجربه دولت افزايش پيدا كرده و انشاءالله هماهنگيها بين دولت و مجلس بيشتر ميشود.
دبيركل جامعه اسلامي مهندسين در پاسخ به اين سئوال كه آيا رفتارهاي طرفين در قبال مشايي و كردان از سر لجاجت بوده است اظهار داشت: اكثريت قريب به اتفاق رفتارها و كارهاي آقاي احمدي نژاد اعتقادي است، لذا قانع كردن براي ترك يك كار يا انجام كاري كه قبول ندارد سختتر از بقيه است، اما خداي ناكرده ترجمه به خودخواهي، خودمحوري و خود بزرگبيني در مورد وي نادرست است.
باهنر در مورد اين سئوال كه چرا اصولگرايان با يك كانديداي حزبي مانند قاليباف يا ولايتي وارد صحنه نشدهاند تصريح كرد: اختلاف اساسي را به مصلحت انتخابات نميدانستيم لذا در بين كانديداها مجموعاً جبهه اصولگرايي نتيجه گرفت تا از رئيس جمهور فعلي حمايت كند.
نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به اين سئوال كه براي مقابله با ركود اقتصادي چه برنامهاي داريد اظهار داشت: نگراني در اين رابطه جدي است چرا كه گردش نقدينگي در كشور كند شده و بانكها خيلي بيش از ظرفيت وام دادهاند بنابراين بايد سياستهاي مالي و پولي به سمت مقابله با ركود ساماندهي شود.
باهنر در پاسخ به اين سوال كه آيا حمايت اصولگرايان از احمدي نژاد صرفا به دليل اشارات رهبري است تصريح كرد: ما نقدهايمان را به دولت فعلي در سالهاي گذشته داشتهايم، اما از دولتهاي گذشته نيز تجربه كافي داريم و بايد آنها را با هم مقايسه كنيم. لذا مجموع طرازها دفاع از احمدي نژاد بوده است.
باهنر در پاسخ به اين سئوال كه ارزيابي شما از سياست خارجي دولت نهم چيست اظهار داشت: ارزيابي از سياست خارجي بر اساس نتايج و آثار كارها و مواضع دولت امكان پذير است مثلا در بحث هستهاي ما دو حالت را تجربه كردهايم زماني به دنبال رضايت كشورهاي غربي بودهايم، اما آنها حاضر به استفاده ما از چند سانتريفيوژ هم نبودهاند. زماني هم در اين انرژي صلحآميز ايستادگي كرديم و نتيجه آن را ميبينيم كه الان چند هزار سانتي فيوژ فعال داريم.
وي با اشاره به قطعنامههاي صادر شده عليه ايران تصريح كرد: طبيعي است كه اين قطعنامهها براي كشورمان هزينه دارند اما در مجموع آنچه به دست اوردهايم خيلي بيشتر است از آن چيزي كه از دست دادهايم.
يكي ديگر از حاضران نظر باهنر را در مورد معرفي كابينه از سوي كانديداها پرسيد كه وي اظهار داشت: براي شفافيت هرچه بيشتر فضا خوب است تا كانديداها برخي از اعضاي كابينه خود را از جمله معاون اول، رئيس بانك مركزي و دبير شوراي عالي امنيت ملي را معرفي كنند.
دبيركل جامعه اسلامي مهندسين در پاسخ به اين سئوال كه آيا معتقديد دولت احمدي نژاد تيم كاري ندارد اظهار داشت: آنچه ما معتقديم آن است كه احمدي نژاد از همه ظرفيتهاي اصولگرايي استفاده نكرد.
وي با بيان اينكه ممكن است برخيها از اين مسئله تعبير به سهمخواهي كنند تصريح كرد: سهمخواهي در قاموس اصولگرايي نميگنجد، اما به نظر ما نيروهاي اصولگرا با تجربه بالا وجود داشتند كه احمدي نژاد ميتوانست از وجود آنها استفاده كند.
دبيركل جامعه اسلامي مهندسين در پاسخ به اين سئوال كه نگاه آقاي هاشمي رفسنجاني به انتخابات چيست اظهار داشت: موضع روشني نميدانم گرفتهاند كه از كانديدايي حمايت كنند يا نه، اما در مجموع تا جايي كه اطلاع داريم دل خوشي از اينكه احمدي نژاد مجددا راي بياورد ندارد.
باهنر در اين رابطه اضافه كرد: زماني شما سئوال ميپرسيد كه به چه كسي رأي نميدهيد زماني هم ميپرسيد كه به چه كسي رأي ميدهيد؛ اگر از هاشمي بپرسيد كه به چه كسي رأي ميدهيد ميگويد به احمدي نژاد رأي نميدهم.
باهنر در پايان در تشريح مرز بين تخريب و انتقاد كارآمد اظهار داشت: اگر كسي اهل تدبير و تدبر باشد فرق انتقاد تخريبي و مشفقانه به راحتي قابل تشخيص است.
ادامه مطلب
به گزارش ثانیهنیوز، محمود احمدينژاد كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري طي سخناني كه بعد از ظهر امروز در برنامه راديويي پخش شد، با اشاره به توانمندي ملت ايران در سه مقطع بزرگ تاريخي گفت: پايهگذاري تمدن بشري كه امروز همه صاحب نظران به آن اعتراف ميكنند و پايهگذاري فرهنگ اسلامي و شكلدهي به انقلاب اسلامي از مقاطعي است كه ملت ايران توانمندي خود را در آن نشان داد.
وي با اشاره به حضور خود در عرصه انتخابات در سال 84 اظهار داشت: در 4 سال گذشته يك احساس عمومي در ميان ملت ايران شكل گرفته بود كه كشور از مسير اصلي خود فاصله گرفته و پس از آنكه بررسي كرديم، ديديم كه اين شرايط به دليل دو عنصر بوجود آمده است.
احمدينژاد افزود: يكي از آن دو عنصر فاصله گرفتن از آرمانهاي ملت بزرگ ايران بود؛ ديديم كه آرمانهاي تاريخي ملت ايران و ارزشهاي ذاتي آن به كنار رفته بود. دوم فاصله گرفتن از مردم بود، مردمي كه در طول تاريخ همواره صحنهگردان عرصهها بود؛ معتقدم هر دوي اين عناصر از يك جنس بودند.
رئيسجمهور با بيان اينكه باور داشتيم ملت ايران همواره خوب بودند و نقش خود را خوب ايفا كردند، خاطرنشان كرد: هرگاه دچار نقطه ضعفي شدهايم به دليل مديريت مديران ناشايست بوده و تاريخ نشان داده است كه هر گاه مديران توانمند در عرصههاي برجسته حضور پيدا كردهاند ملت ايران شايستگيهاي خود را به خوبي نشان داده است.
وي به وضعيت 4 سال گذشته كشور اشاره كرد و گفت: بايد ديد كه آن زمان فضاي عمومي كشور در چه شرايطي بود؛ اعتماد و خودباوري ملت كه عنصر اصلي عزت ملت ايران است در آن زمان در نقطه حضيض قرار داشت و دشمنان بشريت تحقير و ناتواني را به ملت ايران تحميل ميكردند.
احمدينژاد با تاكيد بر اينكه در آن زمان در حوزه اقتصادي بيش از 1500 بنگاه اقتصادي در نقطه بحراني بودند، اظهار داشت: در آن زمان فاصله طبقاتي رو به افزايش بود و كمتر نوآوري داشتيم و رشد اقتصادي كشور در خور توانايي ملت ايران نبود تا جايي كه فعاليتهاي سازندگي كشور در معرض ركود قرار داشت.
رئيسجمهور ايران اسلامي در ادامه گفت: در سياست داخلي اختلاف و برخورد وجود داشت و اينكه مسائل كوچك به سرعت به مسائل ملي تبديل ميشد و نيز فضاي كشور فضاي عدم آرامش بود، با آن مواجه بوديم.
وي با اشاره به سياست خارجي كشور پيش از روي كار آمدن دولت نهم اظهار داشت: يك جريان براي هضم ملت ايران در مناسبات ظالمانه جهاني در آن زمان فعال بود و كار به جايي رسيد كه قدرتهاي خارجي ملت ما را مستقيم خطاب قرار ميدادند كه ميخواهيم ريشه ملت ايران را نابود كنيم.
احمدينژاد با تاكيد بر اينكه در آن مقطع به ملت ايران توهين مي كردند و ملت ما را محور شرارت ناميدند، خاطرنشان كرد: اين در حالي بود كه ملت ايران هشت سال تهاجم قدرتهاي ظالم را دفاع كرد و هزاران نفر از عزيزانش را در خاك و خون ديد. از اين رو متهم به بيفرهنگي مي شد و آنقدر عليه ملت ايران گستاخي كردند كه در سعدآباد قرارداد ظالمانه و يكجانبهاي را به ملت ايران تحميل و در پاريس تكميل كردند.
وي با اشاره به اينكه در آن شرايط همه تاسيسات هستهاي مان را پلمپ كردند و خواستار تعطيلي فعاليتهاي دانشگاهي ما شدند، يادآور شد: برخي در داخل حرف ظالمانه آنان را تكرار ميكردند تا جايي كه ميگفتند دوران انقلاب به سر رسيده و آرمانهاي امام را بايد در كتابها جستجو كرد. از اين رو براي من روشن بود كه روح ملت بزرگ ايران چنين تحريف تاريخي را تحمل نخواهد كرد و تصميم گرفتم در اين عرصه حضور پيدا كنم.
اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري استقبال گسترده مردم از شعار عميق و بلند "ميتوانيم " را پاسخي مناسب و مهر تائيدي بر باور عميق خود عنوان كرد و اظهار داشت: عميقا به توانمندي و ارزشهاي ملت ايران باور داشتم و شعار "ما ميتوانيم " جلوه عظمت ملت ايران بود.
احمدي نژاد با بيان اينكه در چهار سال گذشته سنگينترين دوران سياسي صد سال گذشته را پشت سر گذاشتيم، تاكيد كرد: در اين مدت سنگينترين فشارها را بر ايران وارد كردند و شاهد سنگينترين تحريم ملت ايران بوديم اما بايد ديد كه امروز باتمام شرايط كجا هستيم و دستاورد اين چهار سال چگونه بوده است.
وي تصريح كرد: امروز در عرصه فرهنگ عمومي اميد و نشاط در اوج است و شاهديم كه خودباوري ملي در سطح بالايي در كشور وجود دارد.
احمدينژاد با بيان اينكه امروز فضاي
عمومي داراي آرامش روحي و در عين حال عزتمندي نفس است، خاطرنشان كرد: در شرايط فعلي در بخش اقتصادي به ثبات نسبي رسيدهايم و شاهد يك رشد فزاينده ثابت هستيم. اين در شرايطي است كه بلوكهاي سرمايهداري امروز در التهاب به سر ميبرند.
رئيس جمهور در ادامه سخنان خود به مقايسه برخي اقدامات و دستاورداي دولت نهم نسبت به ساير دولتها پرداخت و گفت: ظرفيت توليد فولاد قبل از دولت نهم 10 ميليون تن در هر سال بئژود كه اكنون به 17 ميليون تن در سال رسيده است.
وي افزود: در ابتداي دولت نهم توليد سيمان 34 ميليون تن بود كه امروز اين ظرفيت به 64 ميليون تن رسيده است. در حوزه پتروشيمي تا پيش از اين ظرفيتمان 23 ميليون بود كه در طول اين 4 سال به 26 ميليون تن رسيده است.
كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ادامه داد: در توليد مس 178 هزار تن تا پيش از دولت نهم توليد ميشد كه امروز به 260 هزار تن رسيده و ظرفيت آلومينيوم كه در گذشته 218 هزار تن بود در اين 4 سال به 450 هزار تن رسيده است.
وي با اشاره به صادرات غيرنفتي در دولت نهم خاطرنشان كرد: صادرات غيرنفتي به بيش از 3 برابر ميزان خود در دولتهاي گذشته رسيده است.
احمدي نژاد با اشاره به اينكه در سال 83 در طول يك سال 3 هزار و 500 مقاله به ثبت ميرسيد، اما در سال 87 فقط در وزارت علوم اين تعداد به 13 هزار و 500 ميرسيده است، اظهار داشت: اختراعات در طي 27 سال قبل از دولت نهم 4 هزار و 600 مورد بود كه در اين چهار سال به ثبت بيش از 20 هزار اختراع رسيده است.
وي با تاكيد بر اينكه در عرصههاي علمي از جمله فنآوري هستهاي، ساخت ماهواره، سلولهاي بنيادي و نانوتكنولوژي امروز جز چندين كشور برتر جهان هستيم، افزود: در حوزه آباداني در تمامي كشور بيش از 3 برابر گذشته كار شده است.
احمدينژاد ادامه داد: زماني كه دولت را تحويل گرفتيم، 3ميليون بيكار داشتيم كه امروز 800 هزار بيكار كاهش يافته است و نرخ بيكاري از 91 /12 به حدود 10 درصد امروز كاهش پيدا كرده است.
كانديداي انتخابات رياست جمهوري به اقدامات دولت نهم در عرصه مصرف بنزين اشاره كرد و گفت: مصرف بنزين در اقدامي انقلابي تا حدود زيادي اصلاح شد.
احمدي نژاد در ادامه با اشاره به موقعيت كشورمان در حوزه سياست خارجي تاكيد كرد: در اين چند سال در حوزه سياست خارجي انقلابي رخ داد؛ در حاليكه امپراطور سلطه در كنار مرزهاي ما بود، دائما تهديد به براندازي و نابودي ملت ايران ميكرد اما امروز اين فشارها از موضع اقتدار ملت ايران براي هميشه از ميان برداشته شده است و كساني كه ديروز با چماق عليه ملت ايران ميخواستند ما را به تسليم وادار كنند، خود را نيازمند ملت ايران ميبينند.
وي با تاكيد بر اينكه جايگاه ملت ايران در جهان جايگاهي شايسته است، خاطرنشان كرد: امروز در ميان ملت ما احساس عزت و غرور ملي در نقطه اوج و ملت ايران مورد عزت است.
احمدينژاد با اشاره به اينكه امروز راه براي مشاركت همگاني هموار شده است، افزود: ايستادگي، شجاعت و خودباوري ملت ايران براي همگان نمايان شده است و امروز ايران اسلامي به عنوان منادي صلح و برادري شناخته ميشود.
كانديداي دهمين دوره انتخابات رياستجمهوري با بيان اينكه شرايط براي تصميمات بزرگ و جهشهاي بزرگتر آماده شده است، گفت: در آستانه اتخاذ تصميمات بزرگتر قرار داريم و شرايط امروز يك سكوي پرش براي ايران است.
وی ادامه اولين برنامه انتخاباتي خود كه از راديو سراسري پخش ميشد با بيان اينكه امروز معلوم شده كه ملت ايران، ملت تمدنساز است، تصريح كرد: امروز توانستن ملت ايران يك بار ديگر به جهان اثبات شده، ولي اين توانستن به معناي آن نيست كه به نقطه پايان رسيدهايم بلكه هنوز در آغاز راه، يعني در مرحله احياي خودباوري و اعتماد به نفس ملي و يك تصميم و عزم عمومي براي حركت در اين راه هستيم.
احمدينژاد افزود: امروز باور اين است كه ملت ايران ظرفيتهاي عظيم و بيپاياني دارد كه در طول انقلاب اسلامي و حتي 4 سال گذشته تنها بخش كمي از آن در عرصههاي ملي و بينالمللي جاري شده است.
وي با بيان اينكه در اين دوره معلوم شد كه ملت ايران براي كارهاي بزرگ و بزرگتر آماده است، تصريح كرد: معلوم شد كه اين ملت ميتواند و بايد بتواند و معلوم شد آينده از آن ملت ايران و ملتهاي مظلوم است.
اين كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با اشاره به اينكه معلوم شد كه توانمندي ملت ايران موجب غرور و عزت تمام ملتهاست، به ذكر خاطرهاي در اين خصوص پرداخت و گفت: وقتي ماهواره اميد به فضا پرتاب شد در همه جهان غلغله شده و همه ملتها و مردم عادي دنيا اين اتفاق را به يكديگر تبريك ميگفتند چرا كه ملت ايران را پرچمدار انسانيت، صلح و برادري و راه ملت ايران را راه نجات از بنبست مادي امروز دنيا ميدانند.
احمدينژاد با بيان اينكه ماهواره اميد ايران، اميد را در دل همه ملتها روشن كرد، افزود: امروز باور داريم ملت ايران ميتواند در جهان نقشآفريني كند كه اين نقشآفريني لازمه ساختن كشورمان ايران است ضمن اينكه لازمه نقشآفريني در جهان نيز ساختن كشورمان است يعني نقشآفريني در جهان و ساختن كشورمان ايران، در يك راستا و لازم و ملزوم يكديگر هستند.
وي با تاكيد بر اينكه امروز شرايط براي تصميمات بزرگ و جهشهاي بزرگتر آماده شده است اظهار داشت: امروز در آستانه اتخاذ تصميمات بزرگتر قرار داريم و بايد دست به دست يكديگر بدهيم چرا كه شرايط امروز يك سكوي پرش براي ايران است و با شناخت بهتر و كاملتر ظرفيتها و توانمنديهاي ملت ايران ميتوانيم راه عزت و بزرگواري را ادامه دهيم.
اين كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با اشاره به اينكه البته اين گفتهها بدان معنا نيست كه در اين راه مشكل و مانع وجود ندارد، خاطرنشان كرد: مشكل و مانع و نقطه ضعف فراوان است اما مهم اراده ملت ايران براي غلبه و فتح قلههاي بلندتر است.
احمدينژاد تاكيد كرد: باور من اين است كه اين اراده در ملت ما متجلي است و بايد خود را براي كارهاي بزرگ و بزرگتر آماده كنيم.
وي با بيان اينكه همواره در برابر حركات ملت بزرگ، كارشكني، بداخلاقي و دشمني از درون و بيرون وجود دارد، ادامه داد: اگر اراده ملي اين بداخلاقيها، كارشكنيها و دشمنيها را از صحنه كشور به كنار بگذارد قطعا سرعت كمال جوي ملت ايران روزافزون و مضاعف خواهد شد.
اين كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري شرط پيروزي را ايمان به خدا و ايمان به ظرفيتهاي بزرگ و توانمنديهاي ذاتي ملت ايران عنوان كرد و گفت: ظرفيتهاي عظيم ملت ايران ميتواند نه تنها براي سرزمين ايران كه براي همه جهان نور، روشني، صلح و برادري را به ارمغان بياورد.
احمدينژاد در ادامه سخنان خود از ملت بزرگ ايران به خاطر همه بزرگواريها، خوبيها، تحملها و همراهيها تشكر كرد و گفت: اعتقاد ما اين است كه عضو خانواده بزرگ ايران بودن، بزرگترين و بالاترين افتخار است و فرزندان ملت ايران بايد با عشق به ايران و با عشق به آرمانها و ارزشهاي متعالي ملت ايران و اميد به آينده روشن، عزم خود را براي ساختن ايران، دوستي و تعالي جزم كنند.
وي همچنين با بيان اينكه به عنوان فرزند ملت ايران از همه اقشار كشور صميمانه تشكر و به آنها عرض ارادت ميكنم، افزود: در اين دوره به تمام نقاط ايران سركشي كرده و از نزديك با همه اقوام و اقشار گوناگون و مردم گفتگو و عرض ارادت كردهام.
كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در ادامه به نقش ويژه زنان و جوانان در تعالي ملت ايران تشكر كرد و گفت: امروز مانند هميشه زنان ايراني كانون محبت و كانون تزريق شجاعت و بزرگواري به كام جان ملت ما و جوانان ما هستند و اين زنان مظهر ايستادگي، صبر و دلسوزياند.
احمدينژاد همچنين از جوانان كشور كه بخش وسيعي از افتخارات ملت ايران مرهون خودباوري و تلاش و فداكاري آنان است، تشكر كرد و گفت: از مردان والامقام و شجاع ايران كه ايستادهاند و براي خانواده، ملت و ارزشها تلاش ميكنند نيز صميمانه تشكر ميكنم.
وي همچنين از روستاييان و عشاير كه براي ساختن، توليد، خدمت و دفاع از ايران همواره در خط مقدم بودهاند و همچنين از همه اقوام كه اجزاي ذرين و درخشان فرهنگ و تمدن ملت ايران هستند تشكر و قدرداني كرد.
كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري همچنين در بخش پاياني سخنان خود از تمام اقوام ايراني اعم از آذري، كرد، لر، عرب، بلوچ، لك، گيلك، تركمن و فارس و تك تك آحاد ملت از كوچك و بزرگ به عنوان خادم ملت ايران تشكر كرد و با بيان اينكه ما مديون ملت ايران و بزرگواريهاي آنان هستيم افزود: همه با هم با توكل بر خدا و عشق به امام عصر به سوي ايراني آبادتر، پيشرفتهتر، عزيزتر و سربلندتر و جهاني سرشار از عدالت، امنيت، عشق و برادري پيش ميرويم.
ادامه مطلب
به گزارش فارس، حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمود رجبي پيش از ظهر امروز در نخستين همايش طلاب حامي دولت اسلامي كه در موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) برگزار شد، با اشاره به اهميت آشنايي مسئولان و مردم در نظام اسلامي با مباني تئوريك نظام تصريح كرد: هم دولت اسلامي و هم مردم كه پشتيبان دولت هستند، بايد مشروعيت و مباني تئوريك نظام براي آنها تبيين شود و اگر مسئولان با مباني نظري دولت اسلامي آشنايي نداشته باشند، مسئوليت خود را باور نخواهند كرد و از سوي ديگر مردم نيز مبناي مشروعيت دولت اسلامي را درك نميكنند.
وي بيان داشت: در حكومت اسلامي دولتي كه بخواهد روي كار بيايد، اگر مشروعيت خود را از ولايت فقيه نگيرد، چنين ميشود كه خود را در عرض ولي فقيه و بلكه بالاتر ميبيند.
عضو شوراي عالي حوزه علميه قم با اشاره به وضعيت دوران اصلاحات گفت: در آن دوران در حالي كه رهبر معظم انقلاب نسبت به شبيخون فرهنگي، تهاجم فرهنگي و ... هشدار ميدادند، ما شاهد بوديم كه در نقطه مقابل اين هشدارها در كشور حركت ميشد.
وي ادامه داد: آنها مشروعيت خود را در آراي مردم ميديدند و به ديدگاههاي رهبر معظم انقلاب اعتنا نداشتند.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفت: اگر دولتي كه روي كار بيايد، اهداف دولت اسلامي را قبول نداشته باشد، با همان جهتگيري نادرست به فعاليت خود ادامه ميدهد.
وي در ادامه با بيان اينكه توجه به دفاع و ترويج دين در قاموس دولت اصلاحات جاي نداشت، افزود: اين در حالي است كه هدف دولت اسلامي تقويت بنيانهاي اسلام و بنيانهاي اعتقادي جامعه است و در گذشته ما شاهد بوديم كه تمام برنامهريزيها در نقطه مقابل اين هدف انجام ميشود.
حجتالاسلام والمسلمين رجبي با بيان اينكه ترويج اهداف دولت اسلامي بر دوش روحانيت است، ادامه داد: روحانيت نقش بسيار مهمي در تبيين مباني تئوريك نظام بر عهده دارند و در جريان انتخابات نيز روحانيت نبايد به بيان كليات و ويژگيهاي اصلي اكتفا كند، چرا كه توده مردم با نشانههاي كلي نميتوانند تشخيص مصداق را داشته باشند، به ويژه در چنين شرايطي كه ديگر كانديداها نيز تمام اين نشانهها را با جعل بر خود منطبق ميدانند.
وي با اشاره به انتخاب احمدينژاد از سوي اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم تصريح كرد: حركتي كه جامعه مدرسين انجام داد، نيز در راستاي همين امر بود.
جامعه مدرسين پس از اينكه مشاهده كرد كه كانديداها تبليغات زودهنگامي را آغاز كردهاند، كميسيوني را تشكيل داد و با بررسيهاي انجام شده مشخص شد كه در اين انتخابات دو جريان در حال ورود به صحنه هستند.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم اضافه كرد: يك جريان هشت سال نظام ما را به قهقرا برد و جرياني بود كه دشمنان ما اعلام كردند كه خيال آنها از جمهوري اسلامي راحت شده است و تعزيهگردان اين جريان نيز جريان اصلاحات بود و در طرف ديگر جرياني است كه صادقانه ميخواهد اسلام در جامعه پياده شود.
وي تصريح كرد: در چنين شرايطي جامعه مدرسين حوزه علميه قم احساس خطر كرد و به اين نتيجه رسيد كه به صورت مصداقي وارد عمل شود و وظيفه الهي ما در شرايط حاضر نوعي حمايت از آقاي احمدينژاد است.
حجتاسلام والمسلمين رجبي با تاكيد بر حمايت اكثريت اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم از احمدينژاد گفت: در جريان انتخاب احمدينژاد فقط عدهاي مراجع عظام تقليد كه عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم هستند صلاح نميديدند حمايت صريح داشته باشند و عدهاي ديگر هم كه معتقد بودند كه آقاي احمدينژاد راي ميآورد و بر ادامه روند گذشته تاكيد داشتند.
وي تاكيد كرد: جامعه مدرسين حوزه علميه قم همواره سخن از دين داشتهاند و خود را در پيشگاه خداوند متعال مسئول ميدانند و با توجه به اينكه جامعه مدرسين احمدينژاد را فردي پيرو ولايت فقيه و تلاشگر در راستاي پياده كردن اسلام ميدانست، چنين رايي بر حمايت از وي داد و ميتوان گفت؛ جامعه مدرسين به شخص احمدينژاد اعتقاد ويژهاي دارد.
عضو شوراي عالي حوزه علميه قم در ادامه با اشاره به اينكه وظايف روحانيت پس از انتخابات رياست جمهوري نيز ادامه پيدا ميكند، افزود: دولت بايد همواره از سوي حوزههاي علميه حمايت و تقويت شود. قبل از دولت نهم اعتقادي به نقش روحانيت براي كمك به دولت وجود نداشت و در شرايط كنوني ما اگر بخواهيم كه دولت دوام پيدا كند، بايد در صحنه حضور داشته باشيم.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
به گزارش فارس، حجتالاسلام قاسم روانبخش پيش از ظهر امروز در آغاز به كار ستاد تبليغاتي حمايتهاي مردمي احمدينژاد در خراسان رضوي با اشاره به انتخابات سال 84 و سخنان مرعشي در رسانه ملي اظهار داشت: مرعشي قبل از انتخابات نهم در رسانه ملي ويژگي يك رئيس جمهور را اين طور ذكر كرد كه بايد خوب بخورد، خوب بخوابد، سر صبح به استخر برود و گلف خود را بازي كند و در پايان روز يك تصميم بگيرد.
وي افزود: اين در حالي است كه احمدينژاد در هر سفر استاني خود در جلسه هيئت دولت صد مصوبه دارد و اين همان فردي است كه در ابتداي راه ميگفتند كه چون شهردار بوده، تنها ميتواند وضع داخل كشور را حفظ كند و در سياست خارجي تجربهاي ندارد كه اما ما ديديم در حوزه سياست خارجي ممتاز است.
وي گفتمان دولت نهم را منطبق با شعارها و گفتمان امام راحل و انقلاب دانست و عدالتخواهي را از ديگر ويژگيهاي اين دولت برشمرد.
شاگرد آيتالله مصباح يزدي گفت: پس از روي كارآمدن دولت نهم هم افرادي كه منافعشان را در خطر ديدند، به طور گسترده اقدام به تخريب اين دولت ميكردند و اسم آن را هم نقد ميگذاشتند.
وي با اشاره به حمايتهاي مقام معظم رهبري از دولت نهم، سادهزيستي و روحيه مردمداري را از ويژگيهاي اين دولت برشمرد و افزود: رئيسجمهوري فردي سادهزيست است كه با حركت در بين مردم و با نشاط و روحيه مردمداري به مسائل و مشكلات آنها رسيدگي ميكند.
وي توجه ويژه دولت به مناطق محروم را در راستاي عدالت دانست و تصريح كرد: شعار عدالتطلبي دولت، شعار سادهاي نيست و به فرموده مقام معظم رهبري هزينه زيادي دارد.
وي به مجلس ششم اشاره كرد و يادآور شد: در مجلس ششم بهزاد نبوي به ترسيدن و ترسو بودن خود افتخار ميكرد و ميگفت كه هيچ منطق و عقلي حكم نميكند كه با آمريكايي كه تمام بدن خود را مسلح ميكند، بجنگيم و كيست كه از اين آمريكا نترسد.
روانبخش افزود: احمد شيرزاد، نماينده مردم در مجلس ششم هم عنوان كرد براي ترسيدن شعور ترسيدن مهم است و حالا اين مجلس و دولت كادري بودند كه بايد با آمريكا مبارزه ميكردند.
وي اظهارداشت: احمدينژاد پس از برگزيده شدن به عنوان رئيس جمهور سعي كرد وزيران خود را از ميان مردم انتخاب كند و ديديم كه وزيران دولت نهم از ميان طبقات مختلف مردم انتخاب شدند.
دبير سياسي نشريه پرتو در ادامه تصريح كرد: احمدينژاد در سال 84 در حالي از سوي اكثريت مردم ايران اسلامي به عنوان رئيس جمهور برگزيده شد كه هيچ پشتوانه حزبي نه از جناح راست و نه از جناح چپ نداشت.
وي با بيان اينكه خاتمي در 10 مرداد سال 84 تعليقها را شكست اضافه كرد: خاتمي 10 مرداد پيام داد كه تعليقها را بشكنند و اين در حالي بود كه 11 مرداد حكم تنفيذ رئيس جمهوري جديد داده ميشد و اگر خاتمي مرد شكستن بود، بايد 10 روز قبل و يا يك ماه قبل و نه يك روز به پايان دورهاش تعليقها را ميشكست.
وي افزود: در 11 مرداد وقتي تعليقها شكسته شد و حكم تنفيذ به احمدينژاد داده شد، او در بحران قرار داشت و در حالي كه هنوز دبير شواري امنيت ملي و وزيري نداشت؛ در آن موقع توانست توان خود را در حوزه سياست خارجي نشان دهد.
اين مدرس حوزه ادامه داد: احمدينژاد در زماني كه درباره بحث انرژي هستهاي به سازمان ملل رفت در جمع خبرنگاران عنوان كرد كه اطلاعات را در سخنراني ميدهم و او در سخنراني خود با اين بهانه قصد داشت امام عصر را به دنيا معرفي كند و در پايان طرح هستهاي را عنوان كرد.
وي پيشرفتهاي ايران در بحث انرژي صلحآميز هستهاي را خوب توصيف كرد و اظهار داشت: امروز دولت، مجلس و ساير قوا هماهنگ جلو ميروند.
وي افزود: اگر قرار است عنواني به احمدينژاد داده شود، بايد عناويني مانند سردار انرژي صلحآميز هستهاي، ماهواره، امنيت اجتماعي، خودكفايي در فولاد و سيمان، مبارزه با استكبار و دهها لقب ديگر را به او داد.
روانبخش تاكيد كرد: اين در حالي است كه رئيس جمهور بدون هيچ ادعايي همواره و خود را خدمتگزار مردم ميداند و ميگويد همه كارها توسط ملت بزرگ ايران انجام شده است.
وي اظهار داشت: اينكه در موضوع انتخابات آينده رياست جمهوري عدهاي از مخالفان احمدينژاد روش تخريب را در پيش بگيرند، موضوعي طبيعي است، چرا كه آنان چيزي براي عرضه خود و راهي غير از اين ندارند.
وي با بيان اينكه بايد كشورهاي كوچك را متحد كرد، گفت: با متحد كردن كشورهاي كوچك ميتوان به جنگ رفت، چرا كه آنها دوستان ما هستند.
وي خاطرنشان كرد: امروزه بعد از پيروزي هستهاي و اقدامات مهم انجام شده توسط ايران در دنيا طاغوتيهاي ريش تراشيده شده و كراواتي ميگويند، افتخار ما ايراني بودن است.
روانبخش با بيان اينكه احمدينژاد به دنيا نشان داد كه دين مانع از پيشرفت نميشود، تصريح كرد: وي به دنيا نشان داد كه دين موتور متحركي است كه با داشتن آن ميتوان به پيشرفتهاي بزرگي دست يافت و نيز به اين خاطر مقام معظم رهبري دهه چهارم انقلاب را دهه پيشرفت و عدالت نامگذاري كردند و اين دهه فردي مانند احمدينژاد ميخواهد.
وي با اشاره به اين كه بعضي كانديداها كه رنگ سبز را ترويج ميدهند، اضافه كرد: بعضي از كانديدا رنگ سبز، شال سبز، پارچه سبز و نيز مانتوي سبز را ترويج ميدهند، شايد به اين خاطر است كه واردات پارچه كردند و پارچه سبز روي دستشان مانده است اما احمدينژاد رنگ خداست، رنگ ملت است و اين رنگ را ترويج ميدهد.
سردبير سياسي نشريه پرتو اظهار داشت: امروز در بزرگراه امام (ره) و انقلاب قرار گرفتهايم و "احمدي نژاد " در اين مسير حركت ميكند كه آخر بزرگراه نيز حكومت حضرت مهدي (عج) است.
روانبخش افزود: راهي كه در گذشته انقلاب طي شده و راه آينده، مسيري است كه امام معماري آن را بر عهده داشته است و همچنين در اين مسير، دهه سوم انقلاب اسلامي به دهه اول انقلاب پيوند خورده است.
ادامه مطلب
به گزارش فارس، پايگاه اطلاع رساني حزب اعتماد ملي نوشت؛ در مناظرهاي كه عصر روز سه شنبه در تالار شهيد عضدي دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي ميان سيد نظام موسوي، مدير مسؤول روزنامه "جوان " و الياس حضرتي، مديرمسؤول روزنامه "اعتماد " برگزار شد، الياس در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان مبني بر اينكه نظر شما در مورد افرادي كه اطراف كروبي هستند و ديدار وي با ساسي مانكن اظهار داشت: ما هم به اين معترفيم كه افرادي متهم به رشوه خواري و جاسوسي در كنار كروبي هستند، اما نبايد فراموش كنيم كه اينگونه افراد سابقه خوبي در عرصه مديريت كشور دارند.
مدير مسئول روزنامه اعتماد تصريح كرد: كسي كه زمينه ديدار كروبي با ساسي مانكن را فراهم كرده بود، خود من بودم و از اين موضوع هم هيچ ابايي ندارم و كروبي هم اعتقاد دارد كه بايد با همه گروههاي فرهنگي، اجتماعي ـ سياسي كه از عرصه حاكميت خارج شدهاند ديدار و گفتوگو داشته باشد.
ادامه مطلب
به گزارش فارس، پايگاه اطلاع رساني حزب اعتماد ملي نوشت؛ در مناظرهاي كه عصر روز سه شنبه در تالار شهيد عضدي دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي ميان سيد نظام موسوي، مدير مسؤول روزنامه "جوان " و الياس حضرتي، مديرمسؤول روزنامه "اعتماد " برگزار شد، الياس در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان مبني بر اينكه نظر شما در مورد افرادي كه اطراف كروبي هستند و ديدار وي با ساسي مانكن اظهار داشت: ما هم به اين معترفيم كه افرادي متهم به رشوه خواري و جاسوسي در كنار كروبي هستند، اما نبايد فراموش كنيم كه اينگونه افراد سابقه خوبي در عرصه مديريت كشور دارند.
مدير مسئول روزنامه اعتماد تصريح كرد: كسي كه زمينه ديدار كروبي با ساسي مانكن را فراهم كرده بود، خود من بودم و از اين موضوع هم هيچ ابايي ندارم و كروبي هم اعتقاد دارد كه بايد با همه گروههاي فرهنگي، اجتماعي ـ سياسي كه از عرصه حاكميت خارج شدهاند ديدار و گفتوگو داشته باشد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
به گزارش خبرنگار سياسي فارس، برنامه پخش مناظرههاي تلويزيوني نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري از 12 خرداد ماه آغاز ميشود. نخستين مناظره بين حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي و دكتر محسن رضايي در 90 دقيقه و روز 12 خردادماه ساعت 22:30 تا ساعت 24 و همچنين آخرين مناظره 18 خردادماه بين دكتر محمود احمدينژاد و دكتر محسن رضايي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 پخش خواهد شد.
بر اين اساس مناظرههاي تلويزيوني نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري به اين شرح است:
روز 13 خردادماه مناظره بين دكتر محمود احمدينژاد و مهندس ميرحسين موسوي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت.
روز 14 خردادماه مناظره بين دكتر محسن رضايي و مهندس ميرحسين موسوي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت.
روز 16 خرداد ماه مناظره بين دكتر محمود احمدينژاد و حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت.
روز 17 خردادماه مناظره بين حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي و مهندس ميرحسين موسوي را از شبكه 3 در ساعت 22:30 تا 24 شاهد خواهيم بود.
همچنين آخرين مناظره 18 خردادماه بين دكتر محمود احمدينژاد و دكتر محسن رضايي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 پخش خواهد شد.
برنامههاي تبليغي نامزدهاي دهمين دورهي رياست جمهوري همچنين در قالب مستند، گفتوگوي ويژهي خبري، پاسخ به كارشناسان، گفتوگوي يك نفره از شبكههاي يك، دو، سه، چهار، خبر و شبكه جام جم به روي آنتن خواهد رفت.
ادامه مطلب


.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)




